2010-02-27

از اصطلاحات سربازی

طرف آب دماغش رو با دست پاک میکنه ، میگن : خیلی اهل دله !

2010-02-26

هایکو سربازی

آن روزها 
زیر باران 
پا مرغی !

88.10.09

2010-02-24

سالهای دور از بربری


زندگی ما تورکها به دو چیز به شدت  وابسته است : چایی و مهمتر از اون بربری .
سال 86 که دانشگاه قبول شدم یکی از بزرگترین ضربه های زندگیم رو خوردم . اون جایی که من قبول شده بودم با اینکه یه ایالت تورک نشین بود ولی بربری نداشت ! و این باعث شد که من بدون انرژی بمونم و کنکور قبول نشم ( امروز دفترچه گرفتم به امید خدا امسال اگه سربازی اجازه بده قبول میشم ) و امسال ضربه دیگه ای از سمت روزگار بر من وارد شد . سربازی قبول شدم ! و 2 ماه تمام فقط لواش خورد و اونایی که بربری خور هستن میدونن که این یعنی فاجعه !
خدایا منو هیچ وقت از بربری جدا نکن . آمین ...

فصل تنهائی

همین الان چند صفحه ای رو که واسه این پست نوشته بودم پاک کردم . اصلا دوست ندارم به این 2 ماه فکر کنم چه برسه به اینکه بخوام در موردش بنویسم . فقط اومدم که اومده باشم .
بعد 2 ماه آموزش سخت تو عجبشیر الان باید یه دوره 2 ماهه آموزش تکاوری هم در تهران بگذرونم و انشالا بعدش یه پا IGI میشم برای خودم ! تنها نکته مثبتش اینه که تهران هستم و پنج شنبه جمعه میتونم رفقای وبلاگی رو ملاقات کنم .
البته یه سری خاطرات خوش هم داشتیم که در مقابل خاطرات تلخ چندان به چشم نمی اومدن ولی خب نوشتمشون و هر از چندگاهی اگه وقت شد اینجا میذارم .
اوضاع اینترنت هم قاریشمیشه و بدون اولترا ملترا سایت عمو پورنگ هم باز نمیشه .
فعلا همین ...