2010-02-24

فصل تنهائی

همین الان چند صفحه ای رو که واسه این پست نوشته بودم پاک کردم . اصلا دوست ندارم به این 2 ماه فکر کنم چه برسه به اینکه بخوام در موردش بنویسم . فقط اومدم که اومده باشم .
بعد 2 ماه آموزش سخت تو عجبشیر الان باید یه دوره 2 ماهه آموزش تکاوری هم در تهران بگذرونم و انشالا بعدش یه پا IGI میشم برای خودم ! تنها نکته مثبتش اینه که تهران هستم و پنج شنبه جمعه میتونم رفقای وبلاگی رو ملاقات کنم .
البته یه سری خاطرات خوش هم داشتیم که در مقابل خاطرات تلخ چندان به چشم نمی اومدن ولی خب نوشتمشون و هر از چندگاهی اگه وقت شد اینجا میذارم .
اوضاع اینترنت هم قاریشمیشه و بدون اولترا ملترا سایت عمو پورنگ هم باز نمیشه .
فعلا همین ...