2010-07-03

(عشق و ديگر هيچ ... ! ) يا ( شكسپير بره جلو بوق بزنه ! )

* اخطار : مطالعه اين مطلب احتمال تركيدگي از خنده را افزايش مي دهد ! *

" Samira ,
my name is (...) .
I think that you know me .
so please you dont not happy me .
I write this letter to you 
because just you and me 
( we ) anderstand it .
again please call me
I wait your call ...
zero - nine - one - ... 
I love you "

مطلبي كه مشاهده كرديد نامه عاشقانه پسرعموي كوچيكم به سميرا خانوم بود كه براي ويرايش به من سپرده شد ولي من به خودم اجازه ندادم در چنين اثر هنري دست ببرم و از طرفي دلم هم نيومدم شما رو از اين منبع خنده آخر ِ شب محروم كنم !
وجدانا برگرديد و يه بار ديگه متن رو بخونيد :
 " لطفا از دست من عصباني نباش !!! " 
آندر استند ِ ت منو كشته !
از پسرعموي مذكور سوال به عمل اومد كه : بابا اگه به تركي خودمون مي نوشتي كه از اين بهتر بود ؟!
ايشان در ادامه افزودند : ميخوام اگه باباش نامه رو پيدا كرد نتونه بخونه !
( بريد زبان خارجه ياد بگيريد تا مخ دخترتون رو نزدن ! )
در آخر خاطر نشان ميكنم يه تيم برجسته از فرهنگسراي بريتانيا تشريف آوردن و سعي در واكاوي خفاياي اين سند معتبر فرهنگي دارن . آقاي فلاني مسئول اين گروه افزود : شكسپير بره جلو بوق بزنه !