2010-07-17

رسوائي اخلاقي

خواب ديدم :
با خانوادم تو يه جزيره ناشناخته گم شده بوديم ،
ولي آدماي اون جزيره مث ِ " ديگران " ِ لاست خل و چل نبودن !
اتفاقا يه دُخملاي نازي داشتن ...
يكي از اون دخملا اومد جلو به من گفت :
چرا اومدين اينجا ؟
منم خواستم نمك بازي در بيارم گفتم :
خوشگله ! عشق تو منو از اونجا تا اينجا كشوند !!
گفت :
ايشششش ... ميرم به مامانت ميگم ... اصن شما طرفداراي هلند همتون اينطوري هستين !!!


+ همه اين خواب واقعي بود يه تيكه هم از خودم نيفزودم ، به مولا .
+ يعني همه طرفداراي هلند ... آره ؟!
+ " لذت بوسه " ؛ از سري خوابهاي منحرفانه ِ من !
+ " مرگ بر اختاپوس " ؛ براي طرفداراي منحرف و بي جنبه هلند !