2010-12-10

برای ثبت در تاریخ

دیروز هم گذشت
دوستان زیادی که ما رو پیچوندن
عده ای عذر موجه داشتن
خلاصه " فراپند " بودند و کم الکی نبودن که !
تعدادی هم که میگفتن جان ِ داداش خیلی دوس داشتم باشم ول ته دلشون اسمایلی " بیشین بینیم باااا حال نئاریم " بود !
میون این خیل عظیم تهنایی علیرضا روشن مث سری قبل ,
همچون دهقان فداکار پا روی کار و زندگیش گذاشت و اومد
و تک ستاره قلب ِ من , علی کرمی !
که اگر نبود انگار دنیا چیزی کم داشت
پوریا هم که بماند ...
تا شنید علیرضا میاد , بچه محل هاش رو جم کرد و اومد !
دوست دارم پوریا
و بانویی شمشیر به دست
با اون ماشین شبیه پرایدش , ایشششششششششش !!!
که از وقتی اومد همش از من گلایه کرد
البته من قول دادم در موردش بد ننویسم
پس
به چشم خواهری چیزی از کمالات و جمالات و مقامات و غیره کم نداشت !
و خلاصش اینکه گل سرسبد محفل ما بود
و دوستان ِ دوستان که صفای مجلس بودن .
پ .ن : جای یک نفر برای من عجیب خالی بود ...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ