2011-04-18

سفرنامه تهران : 90.01.25---90.01.28

سورنا : تشکر به خاطر همه لطف هاش . تو خونه اش به من که خیلی خوش گذشت . اولین کسی که شب پیشش خوابیدم !
ادموند : به خاطر این تجربه متفاوت و شب به یادماندنی‌ ازت تشکر به عمل می آورم . فقط برادرانه بهت میگم اف بی رو ول کن بیا گودر !‏
مجهول شاه : رفتیم فرحزاد , یکی از اون کافه کثیفا , دو سیب آلبالو زدیم , آی خندیدم آی خندیدیم .
امیر فرخ : از بس نازنینه , همه دوسش دارن . منم بین طرفداراش نفس می کشم .‏
میناهه : ایشالا تولد خودت .
مروارید : اینقذ خوبه , خانومه , به من دو تا تکه کیک داد !‏
یاسمن : اگه یه خواهر مث یاسمن داشته باشین تا آخر عمر تنها می مونین !‏ خواهریییم ... .
فونیکس : دست من ُ رد کرد , تا آخر عمر محکوم به کافه و تنهایی و سیگاره !‏
پوریا متابعان : چقد دلم براش تنگ شده بود , لباسش هم بهش میومد !
همید : فوق العاده دوس داشتنی , مهربون , دلم میخواست هی بغلش کنم , هی بوسش کنم , هی دلم براش تنگ بشه .
مصی : نقش مادر ترزا رو برای من بازی می کرد و تاکید داشت من هنوز خیلی بچم نباس سیگار بکشم !‏
آتور : گوگولی مگولی ! دومین کسی که شب پیشش خوابیدم , تا صب فیلم نگاه کردیم , جانی دپ رو پرستیدیم !
علی شهاب : من و علی افتاده بودیم بین آتور و امیر و پوریا . چقد اطلاعات موسیقیاییمون بالا رفت ! نه علی ؟
علی کرمی : فقط بگم که خالی میری پیشش , حداقل تا اینجا پر میشی و بر میگردی . تک المان ِ قلب منه اصن !
جسیکا آلبا : ووووووووووی اون مزه لباش , گرمای بدنش ... وای وای ببخشید این ماله یه سکانس دیگه بود که !‏
مهدی : درایور صدای اون ضبطتو کم کن , بصل النخاع من ترکید خو !
مصطفی : جوک هاش منو دیوونه کرد , یه شب هم خونه ایشون خوابیدیم ! ]...[ خودتی خودتی !!!
پوریا منزه : تولدت مبارک , مرسی که منو دعوت کردی , ایشالا عروسیت بیام رقص چاقو برم اون شاباش توپول رو بگیرم !‏
مممد و پژمان اندرمیان : افتخار میکنم فرستادگان ویژه حرضت یارو رو از نزدیک دیدم . کادوشون هم خیلی باحال بود مث خودشون !
فاطمه : خوشحال شدم اومدی و دیدمت .
ممرضا : قر تو کمرش فراوونه !
پوریا عالمی , روزبه , دلارام , بچه های اصفهان , پویا پور ابراهیم , کاویان , سحر , سپیده و خواهرشون ! ( امیدوارم اسمشون درست یادم مونده باشه ) و اون دو تا خانومی که قرار بود کامنت بذارین وهمه اونایی که من شناختمشون و منو نشناختن و اونایی که منو شناختن و من نشناختمشون و اونایی که نه من شناختمشون و نه اونا منو شناختن !‏
امیدوارم دوباره ببینمتون .

برای گودر : قبلن هم دوستت داشتم ولی الان به طرز عجیبی عاشقتم , من همه این دوست های خوب رو مدیون تو هستم .
این لحظات شاد و خاطرات دلنشین همه به خاطر وجود توئه . میخوام بغلت کنم و ببوسمت گودر ِ من .