2011-09-24

پشت ِ پرده ی ِ برزخ

و آنگاه که از او سوال گردد :
جوانی ِ خود را چگونه گذراندی ؟
ندایی از عرش برآید که :
بدبخ ایرانی بوده ولش کنین , برین سراغ سوال بعدی ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سیگارتو بکش رفیق ... به دوری عادت می کنیم

قبلنا با یه پک سیگار میشد هر کس و هر خاطره ای رو فراموش کرد
الان نمیدونم مشکل از این سیگارای لعنتیه
یا خاطراتت یه جور دیگن
یا تو ...
خلاصه
که یه پاکت هم که بکشی
فراموش که نمیشن هیچ
بدتر هم میشن
:((

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

2011-09-23

دوستان خوبی که داریم

به یکی از صمیمی ترین دوستام پانزده هزار تومان بدهکارم .
امروز زنگ زده بود و اوضاع و احوالم رو می پرسید و اینکه کی میرم عمل .
بعد بحث بدهی رو پیش کشید و منم گردن گرفتم و گفتم بعد عمل میبینمت و صافش می کنم .

بعد ازتموم شدن مکالمه دوباره زنگ زد .
گفت شنیدی وسط صحبتامون صدای بوق میومد ؟
گفتم آره
گفت صداتو ضبط کردم تا اگه از اتاق عمل سالم بیرون نیومدی بتونم با مدرک پولمو از خانوادت بگیرم !
لازمه حسمو بیشتر بشکافم ؟!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

2011-09-20

آقا گرگه و سنگ صفرا

پرستار: به هیچ وجه تو 24 ساعت آینده غذا نمی خورین .
من : حتی آب ؟
پرستار : حتی آب
من : ببخشین میشه تخت من رو با اون تختی که آفتاب بهش میخوره عوض کنین ؟
پرستار : چطور ؟
من : میخوام پس از سالها دوباره فتوسنتزم رو شروع کنم !

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


پ ن : هری پاتر و سنگ چادو

2011-09-09

تولد بیست و چند سالگی‌ام مبارک !

پنج شنبه - هفدهم ِ شهریور ِ هزار و سیصد و نود - تهران - کافه مانیا






. فونیکس : حجم تبادل اطلاعاتی منو تا هشت گیگ افزایش دادی , دستت درد نکنه .
. علیرضا عالی : من تا حالا دو تا " یورو پن " یه جا از نزدیک ندیده بودم , دستت درد نکنه !
. پدرام : با اومدنت , با کادوت , با دعوت تولدت , با ... کلن شرمندمون کردی دیگه .
 . آرین و سامی : کادوی شما منو یاد گذشتگان میندازه , گذاشتمش جلوی چشم تا با دیدنش فشار قبر و عذاب جهنم رو فراموش نکنم .
. مهرو جعفری : اولش خواستم جیره بندی کنم و روزی یه دونه از شکلات ها رو بخورم ولی متصفانه تا الان نصف شده !
. گرگ بیابان : واقعن منو از شر سیب زمینی تو خالی , بستنی لیوانی , بطری نوشابه , قوطی کبریت و ... نجات دادی !
. آرش : بلیط های رفت و برگشت فضا رو که بهم دادی سهمیه بندی کردم , هر چن وخ یه بار اون بالا می بینمت !
.محسن : زززز ! تو منو با تکنولوژی امروز آشنا کردی , ایشالا که خدا به حق عبلحسین با تکنولوژی فردا آشنات کنه !
. سیب و سپهر : لیلا جان , دوست عزیز ؛ بنده در بالاترین سطح کارکرد مغزم این قابلیت رو دارم که علاوه بر زبان مادری , فارسی هم صحبت کنم ! 
از اینکه من رو در اون حد دیدین که رباعیات خیام پنج زبانه بهم هدیه بدین ازتون کمال تشکر رو دارا هستم .
. شازده کوچولو : نخواستم اونجا به روت بیارم ولی سیگارم خیلی کم شده بود وقتی حواسم نبود !
. پوریا متابعان : کچل شدی خوشتیپ تر شدی , از خودت مواظبت کن !
. آتور : به عنوان " ریش" ِ مجلس , دست و بال ما رو در آزارهای جنسی و غیر جنسی بسته بودی !
 . ژاندارک و مینیچ : مرسی که اومدین و همون جلو در نشستین و وقت نشد افتخار آشنایی بیشتر با من رو داشته باشین مرسی !
. خیار : و اما " یک خیار ممتنع " که گویا روی بورس قرار داره و کلن حسودیمون شد !
یکی از کسانی بودن ایشون که با آوردن پیپ سعی کردن منو از راه بدر کنن .
در ضمن اون ماگ منقش به " گوگل ریدر " و " عکس گرگ " رو هم گذاشتیم رو مقوله چشممون !
. آزیتا : با اون پنج جلد کتابی که آوردی به شخصه سرانه مطالعه کشور رو تکون دادی و صدای خیلی زیبایی هم داشتی .
. هدی : اصولا من معتقدم کادوی خوب کادویی که زود تموم بشه ! چیه این کتاب متابا میارن تموم هم نمیشن ایشششششششش !
کیک خوبه که بخوری گوشت بشه به تنت !
. مهندس علی شهاب : اصن بودنت به خودی خود اعتبار حساب میشه برای هر نشستی . من که می دونم چند تا جلسه مهم رو کنسل کردی که به جشن ما برسی !


پ . ن : جای علیرضا روشن , علی کرمی و مهدی اسانلو کنارمون خالی بود :(





  






2011-09-06

دیکتاتور ِ کوچک ِ درون ِ من

دارم غذا می پزم
داداشم اومده میگه بذا کمکت کنم
میگم نه
گیر میده
میگم وقتی میگم نه ینی نه

رفته گوشه آشپزخونه نشسته
داد میزنه
مرگ بر دیکتاتور
مرگ بر دیکتاتور


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ