2012-05-31

یکی یه‌دونه‌ی من


- مهریه ؛ یک سکه تمام بهار ِ آزادی .
- به نیت ِ ... ؟
- یه دونه بودن ِ عروس خانوم !

   پ‌ن : بازنشر 

لطفن چوپان نباشید


- گرگم و گله می‌برم .
- چوپون دارم نمی‌ذارم .

  پ‌ن : لطفن چوپون نباشید ! بگذارید ما هم شرمنده اهل و عیال نشویم !

صداتو آزاد کن امشب ... ضجه بزن


بهشتی که با گریه و ناله به‌دست بیاید , مطمئنا مملو از شادی نخواهد بود.

ملت ماجراجویی داریم


ماجرای من وعمه - ماجرا منو دختر - ماجراهای من و دختر عمو - ماجرای من و دختر عمو -
ماجراهای من و دختر عمه - ماجرای من - ماجرای دختر عمه -


پ‌ن : عبارات مستقیما و بدون دخل و تصرف, از نتایج ِ گوگل ِ منتهی به این وبلاگ استخراج شده است !

2012-05-30

غمگین



بازیکن ِ حریف پشت محوطه هیژده قدم از دستش میده . ضد حمله . با نزدیک به بیس سی پاس ِ کوتاه و بلند و اشتباه در آفساید گیری مدافعان ِ حریف و تعویض ِ منطقه بازی و شاید اشتباه ِ موثر ِ داوری می‌رسه به محوطه جریمه حریف و اونجاست که یه بازیکن ِ خودخواه ِ میلیون دلاری با یه ضربه نا‌امید کننده -  با اختلاف -  به بیرون می‌زنتش .
گزارش‌گر با هیجان داد می‌زنه :
" و این توپی که بی‌هدف به بیرون می‌ره . "
حس ِ همون توپ . 

تو و کوچه



ایستاده بود با کاسه‌ی خالی آب در دست . داشت انتهای کوچه را نگاه می‌کرد . " تو " داشت می‌رفت . و رفت .
" تو " رفته بود و خودش مانده بود و کوچه .
" کاش تو کوچه بودی
 کاش تو می‌ماندی "*

* علیرضا روشن – کتاب ِ نیست .

2012-05-29

انشا



اگر یه روز معلم شدم به جای ِ " علم بهتر است یا ثروت ؟ " و " در مورد فصل بهار هر چه می‌دانید بنویسید " موضوع انشا رو اینجوری مطرح می‌کنم :
" کلمات ِ زیر چه خاطره‌ای را برای شما تداعی می‌کند ؟
زمستان – برف – هاااااا – جیب پالتو – اولین کافه – قهوه داغ – لبخند  " 

دلم برای ِ درخت‌های ِ جنگلی می‌سوزه



 هفده اصله درخت ِ جنگلی باید بریده بشن تا یک تــُن کاغذ به‌دست بیاد . 
کاغذی که صرف ِ چاپ ِ کتاب‌های ِ " پـ نــ پــ " , " داستان‌های ِ جن و اسرار ِ آن "
 و " چگونه ثروتمند شویم ؟ " میشه .
دلم برای ِ درخت‌ها می‌سوزه .

2012-05-27

عقاید ِ یک گرگ



گــُــرگ‌ها آدم‌ها را دوست دارند , برای ِ همین آن‌ها را می‌خورند !
مگرنه‌اینکه آدم‌ها به کسانی که دوست‌شان دارند می‌گویند : " بخورمت " !
با این تفاوت که دوست داشتن ِ گرگ‌ها واقعی است. 


   پ‌ن : بازنشر +

2012-05-26

کم گوی و گزیده گوی چون دُر

سخن مانند دامن ِ دختران است , هرچه کوتاه‌تر باشد به هدف نزدیک‌تر است .

  هیتلر

داستان ِ ملکه‌ای که زشت بود



- ای آینه ! از من زیباتر کسی در دنیا هست ؟
- ...
-هوی آینه با توام !
- ...
- ای شیطون , باشه حالا فعلا بیا این تراول صدی رو بذار تو جیبت !
- بانوی ِ من ! شما زیباترین بانوی ِ جهان هستید .
- جان ِ من راس میگی ؟
- این تن بمیره !

و اینگونه بود که اولین زشت ِ تاریخ , با پول , زیبا شد .

2012-05-25

فرزندم


من هم‌سن و سال ِ تو که بودم , شش هف تا وبلاگ رو تنهایی می‌چرخوندم !

[ از سری ِ سرکوفت‌های ِ من به فرزندم ]

سال‌ها بعد ِ یک گودری


کاش به روزگاری برگردیم که تنها غم ِ زندگی‌مان صفر کردن ِ گودرمان بود !

  پ‌ن : این مطلب قبلا در وبلاگ دوست‌داران ِ گودر منتشر شده است .

2012-05-24

تو



روزگارم سیاه
مثل ِ رنگ ِ زلفت
شب‌های ِ تنهایی‎‌ام دراز
مثل ِ تار ِ زلفت
من پریشان
مثل ِ خم ِ زلفت
گویا
خدا مست ِ بوی ِ زلف ِ تو بوده
آن‌گاه که
مرا آفریده است.

هواشناسی در تاکسی



[ صاف ]
راننده : حوصلمون سر رفت از این هوا , یه تنوعی , چیزی .
مسافر 1 : میگن آلودگی تو این جور هوا بیشتر هم میشه !
مسافر 2 : فکر کنم آسمون رفته رو اسکرین سیور !
مسافر 3 : من نمی دونم کی میخواد برف بباره !
[ بارانی ]
راننده : فقط بلده بباره و خاک رو گِل کنه .
مسافر 1 : دیروز چتر یادم رفته بود , خیس آب شدم , سرما خوردم .
مسافر 2 : آقای راننده لطفا دستمال کاغذی بدین به ایشون , بگیرن جلو دهنشون !
مسافر 3 : من نمی دونم کی میخواد هوا صاف شه !
[ برفی ]
راننده : از فردا هرچی درمیاریم باید پول ِ دکتر بدیم .
مسافر 1 : همه جاده ها بسته شدن , همه مدرسه ها تعطیل شدن .
مسافر 2 :آفتاب هم آفتاب های قدیم , غیرت نداره در بیاد !
مسافر 3 : من نمی دونم کی میخواد آفتاب در بیاد !
[ آفتابی ]
راننده : خیلی خوشگل بودیم , از فردا سیاه سوخته هم میشیم !
مسافر 1 : پختیم از گرما به خدا , من خیلی هم زیاد عرق می کنم .
مسافر 2 : آقای راننده اون شیشه رو بدین پایین لطفا , بوی عرق ایشون خفمون کرد !
مسافر 3 : من نمی دونم کی میخواد بارون بباره !
[ باد ]
راننده : چشم چشم رو نمی بینه , گرد و خاک رو ببین تو رو خدا .
مسافر 1 : خیلی هوامون پاک بود , ایشونم تشریف آوردن !
مسافر 2 : خیلی ها از بارون خوششون میاد , بعضی ها خوششون نمیاد , همچنین از برف و آفتاب . یه آمار بگیرن ببینن کسی تو طول تاریخ بوده که از باد خوشش بیاد ؟!  
مسافر 3 : من نمی دونم این باد کی میخواد تموم شه !

  پ‌ن : این مطلب پیشتر در هفته‌نامه آسمان منتشر شده است.

مثبت اندیشی

اینکه به لیوانی کاملا خالی نگاه کنی و نیمه پــُــرش را ببینی . 

سرطان ِ طنز


طنزنویس بزرگی بود , بازداشتش کردند و به جرم چندین فقره قتل به مرگ محکوم شد , بس که طنزش طنز بود هر بار که
می‌نوشت  چند نفر از خوشی ِ مفرط می‌مردند .
تعهد داد دیگر طنز ننویسد , اما به هر حال از آن روز باز هم مردم می‌مردند اما این‌بار از غصه وغم .
خودش هم یک روز ترکید , طنز ِ درونش پیشرفت کرده بود , دکترها آنقدر از درونش طنز ِ قوی خارج کرده بودند که می‌توانست یک گله فیل را از پا دربیاورد , خودش خوب تحمل کرده بود .

2012-05-22

نیمکت رنگ شده بودن خیلی غمگینه


بعضی وقتا آدما میشن مثل ِ یه نیمکت ِ رنگ شده
کسی بهشون تکیه نمی‌کنه
کسی نزدیک‌شون نمیشه
یه گوشه تنها می‌افتن و ...

دو مرحله اساسي براي اينكه انسان موفقي باشيد

یک - انسان باشید .
دو - موفق باشید !

2012-05-21

لیلی نام ِ تمام ِ دختران ِ زمین است

لیلی زیر ِ درخت ِ انار نشست .
درخت ِ انار عاشق شد ,
گل داد ,
سرخ ِ سرخ .

   لیلی نام ِ تمام ِ دختران ِ زمین است - عرفان نظر آهاری - نتشارات ِ صابرین 

عشق ِ چینی هم رسید

یه بار بهش میگی دوستت دارم , تا آخر ِ عمر کلفتیت رو می‌کنه !

2012-05-20

بالفعل

- بخوابیم ؟
- بخوابیم .

[ خصوصی‌ترین دیالوگ ِ عاشقانه‌ی ِ ممکن بین یک زوج ِ هفتاد ساله !]

چشمانت


     " چشمانت "
همین یک دلیل
برای ِ یک عمـــــــر
دوست داشتن ِ تو
کافی‌است .

حرف ِ حساب



يك : تو چجور دوستي هستي كه به هيچ دردي نمي خوري ؟
دو : من از اون جور دوستام كه به هيچ دردي نمي خورن !

2012-05-18

دلتنگی‌های ِ یک خاک ِ معمولی !‏

من خاک ِ صحنه‌م , منم بخورید !

چرا نباید " مدرن فمیلی " را از دست بدهیم ؟


مدرن فمیلی سریال ِ کمدی خوش ساخت ِ شبکه‌ی abc  است که به ماجراهای یک خانواده کاملا متفاوت می‌پردازد .
مفاهیم و موضوعات مطرح شده در این سریال به خوبی سطح ِ زندگی یک خانواده امروزی و متمدن را به نمایش می‌گذارد و تماشای ِ آن بخصوص برای افرادی که در محیط سنتی زندگی می‌کنند می‌تواند مفید باشد .
مفید از آن جهت که به ایشان کمک کند تا مسیر ِ زندگی خود را انتخاب کنند که آیا زندگی با اصول و قوانین سنتی را دوست دارند یا خانواده‌ای پیشرفته و با اصول و قواعد عصر جدید .
این سریال به زندگی خانوادگی مردی متمول در ایالت کالیفرنیای آمریکا می‌پردازد که خود و خانواده‌اش توانسته‌اند قوانین ِ متحجرانه را بشکنند و به خوبی با این قضیه کنار بیایند .
اینجا سعی می‌کنم به نکاتی از این سریال و زندگی این خانواده اشاره کنم که به نظر ِ من یک الگوی کامل برای زندگی مدرن است :

1.       " جی " ( مرد متمولی که این سریال ِ حول محور خانواده او می‌چرخد ) از همسرش طلاق گرفته و با یک زن ِ زیبا و خوش‌اندام ِ کلمبیایی ( گلوریا ) ازدواج کرده است که چند سال از دختر ِ جی هم جوان‌تر است .
نوع ِ برخورد ِ جی با گلوریا و رفتاری که او با " مانی " ( پسر ِ 10 ساله گلوریا ) دارد برای من جالب بود و شاید برای افرادی که مشکل طلاق و ازدواج مجدد را تجربه کردند جالب و آموزنده باشد .
2.       " میچل " پسر ِ جی چند سالی‌است که موضوع ِ همجنسگرا بودن ِ خود را علنی کرده است و پنج سال است که با " کمرون " پارتنر ِ همجنسگرای خود زندگی می‌کند . این دو دختری از ویتنام را به فرزدخواندگی قبول می‌کنند .
موضوع ِ جالب در این‌باره پذیرش ِ جامعه و خانواده از این رابطه نامتعارف است . اینکه جامعه و خانواده توانسته‌اند به خوبی این مسئله را برای خود حل کنند و مانند ِ جوامع سنتی به تخریب ِ متفاوت‌ها نپردازند از نکات ِ آموزشی این سریال می‌تواند باشد .
3.       " کلیر " دختر ِ جی سال‌هاست با " فیل دانفی " ازدواج کرده و حاصل این ازدواج سه فرزند است . مسائل و مشکلات ِ این خانواده در راستایِ زندگی یک خانواده نرمال می‌گذرد . طریقه تربیت ِ فرزندان و برخورد با مشکلات زناشویی که در رابطه فیل و کلیر مطرح می‌شود برای والدینی که سعی دارند کودکان خود را با اصول ِ یک زندگی مدرن تربیت کنند می‌تواند مفید باشد .
4.       نکته جالبی که از ابتدا در این سریال به آن پرداخته شده ( و من قبلا در هیچ سریالی ندیده بودم ) نشست‌های کاراکترهای سریال با یک ناظر ِ سوم شخص است . بازیگران طی هر اپیزود به تنهایی یا کنار ِ هم روبروی ِ یک دوربین می‌نشینند و بی‌پرده و بدون سانسور از احساسات خود سخن می‌گویند .
مقابل ِ این دوربین هیچ پوششی بین ِ بیننده و آن کاراکتر قرار داده نمی‌شود و افراد به راحتی به اشتباهات خود اعتراف می‌کنند و به نقد ِ اشتباهات خود و شخصیت‌های مقابل‌شان می‌پردازند . این حرکت به بیننده اجازه می‌دهد تا با نگاه به واقعیت در مورد ِ اتفاقات و افراد قضاوت کند .
5.       این خانواده مشکلات خود را نه با قهر و عصبانیت و زور که با گفتگو حل می‌کنند . در مورد ِ هر موضوعی که در خانواده اتفاق می‌افتد طرفین با هم صحبت می‌کنند . هیچ تحمیل ِ عقیده‌ای روی طرف ِ مقابل صورت نمی‌گیرد و درست یا نادرست بودن ِ برخورد افراد از طریق ِ بحث منطقی و در نهایت با نظر ِ جمع تعیین می‌شود .
6.       طریقه برخورد ِ با کودکان و اهمیت دادن به آرا و عقاید آنها بسیار جالب است . کودکان ِ این خانواده حق دارند اظهار نظر کنند و از سوی ِ دیگر در مورد ِ اشتباهات ِ خود باید پاسخگو باشند . آنها یاد می‌گیرند که مستقل باشند .
خانواده نقش ِ پشتیبانی خود را به آنها تحمیل نمی‌کنند و تنها نقش ِ راهنما را برعهده دارند .  
در اپیزودی از این سریال هیلی , الکس و لوک ( فرزندان ِ کلیر و دانفی ) وارد ِ اتاق ِ والدین خود می‌شوند و با صحنه سکس ِ این دو مواجه می‌شوند . اینجا هر کس ممکن است نظر ِ متفاوتی درباره ری‌اکشنی که والدین باید نشان بدهند داشته باشد . مانند انکار , بی تفاوتی , تهدید و ... .
ولی کلیر و دانفی بهترین ِ تصمیم ِ ممکن را می‌گیرند که در این مورد ِ با فرزندان ِ خود صحبت کنند . آنها با کودکان ِ خود در حد ِ " کسی ِ که باید واقعیت را بداند " برخورد می‌کنند .
7.       به نظر ِ من یکی از عواملی که نشان دهنده یک فرد ِ سالم و نرمال است علاقه به جنس ِ مخالف است . ( سوای ِ مسئله همجنسگرایی ) . بزرگترهای این سریال هم به خوبی به این قضیه واقف‌اند و این را با رفتار ِ خود در قبال ِ فرزندانشان نشان می‌دهند .
مانند ِ راهنمایی‌های جی و گلوریا به مانی برای پیدا کردن ِ دختر ِ مورد علاقه‌اش یا نگرانی ِ کلیر و فیل از رابطه نداشتن ِ الکس با پسرها و مهم‌تر از همه برخوردشان با هیلی در مورد ِ دوست پسرش و ایجاد فضای ِ safe  برای رابطه آنها .
خانواده اجازه بی بند و باری را به فرزندان ِ خود نمی‌دهد اما آن‌ها را در روابط ِ جنسی ِ نرمال ِ دوره سنی‌شان حمایت می‌کند .

این‌ها گوشه‌ای از نکات ِ مثبت این سریال بود که سعی کردم با کمترین حاشیه به اصل موضوع بپردازم .
اگر این سریال را دیده‌اید باعث خوشحالی‌است که نظرات مخالف و موافق خود را بیان کنید و اگر هم تا الان این سریال را ندیده‌اید , امیدوارم نکات مطرح شده بتواند راهنمای ِ خوبی برای انتخاب یا عدم ِ انتخاب این سریال باشد .
 پ‌.ن : این مطلب پیش‌تر در فروم ِ تخصصی سریال TvWorld منتشر شده است .

جلد ِ دوم رسید !‏


يكي ادعای ِ پيامبري ميكنه ، ميگن : پس كو كتابت ؟
ميگه تو ارشاد گير كرده ، مجوز نميدن !

2012-05-17

هوا لاک‌پشتی دونفره‌است


به لاک‌پشت‌ها حسودی می‌کنم , چقدر با هم بودن‌هاشان طولانی است !

سلام ِ دوباره

هفت ماه از تعطیلی گودر می‌گذره و بلخره تصمیم گرفتم وبلاگ رو با ظاهر و باطن ِ جدید به‌روز کنم .
آدرس ِ جدید ِ وبلاگ هنوز ف.ی.ل.ت.ر نشده ولی بهترین حالت ِ دسترسی به وبلاگ با پ.ر.و.ک.س.ی مقدوره .
زحمت ِ قالب ِ وبلاگ رو دکتر ترابی کشیدن و علیرضایوف ِ عزیز زحمت ِ هماهنگی دامنه رو کشیدن .
در صورت ِ استفاده از گوگل ریدر میتونین وبلاگ رو از این فید [+] دنبال کنید .
سعی می‌کنم وبلاگ رو مرتب و با زمان‌بندی آپدیت کنم و خوشحال می‌شم نظراتتون رو در مورد ِ مطالب بگین .