۱۳۹۱-۰۳-۲۸

نقل قول: تاریخ فلسفه - ویل دورانت


یک دیکتاتور مخصوصا باید خود را در پرستش خدایان جدی نشان دهد؛ زیرا اگر مردم ببینند که حاکم به خدایان احترام می‌گذارد، و به اصطلاح مومن و متدین است، در تحمل بیدادگری‌های او کم‌تر رنج خواهند برد و کم‌تر بر ضد او توطئه خواهند کرد؛ زیرا معتقد خواهند شد که خدایان پشت و پناه این حاکم‌اند.


تاریخ فلسفه - ویل دورانت - عباس زریاب - انتشارات علمی و فرهنگی

۱۳۹۱-۰۳-۲۷

مینی‌مال از خداحافظ گاری کوپر


جایی از کتاب «خداحافظ گاری کوپر» به داستان زنی اشاره شده که خاکستر معشوقش را به خانه می‌آورد و آن را در یک ساعت شنی می‌ریزد و می‌گوید:
«خیال کردی راحت شدی؟ حالا با من پیر شو.»


- رحمان نقی‌زاده

۱۳۹۱-۰۳-۲۶

خدا و انسان - موریس مترلینگ


خوشبختی ما در نفهمیدن و احساس مسئولیت نکردن ماست. بی‌شعوری آخرین علاج بدبختی‌های ماست.



خدا و انسان - موریس مترلینگ - مجید کاغذچی

۱۳۹۱-۰۳-۲۵

نقل قول: بازار برده‌فروشان


ولی زیبایی طعمه‌ای است که خداوند در راه ما قرار می‌دهد. غایت ِ حقیقی هر احساس زیبایی چیزی نیست جز تولید مثل،
یعنی تکرار جاودان مخلوقات که یگانه منظور اوست... .



بازار برده‌فروشان - ژرژ الیویه شاتورنو - از مجموعه بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه - انتشارات نیلوفر

۱۳۹۱-۰۳-۲۴

نقل قول: کلود روا


وقتی که آدم دیگر هیچ ندارد، باید همین هیچ را به شادی برگزار کند.


 بد نیستم، شما چطورید ؟ - کلود روا - از مجموعه بیست و یک داستان از نویسندگان معاصر فرانسه - انتشارات نیلوفر

۱۳۹۱-۰۳-۲۳

نقل قول: در قند هندوانه


شاید به یک رودخانه خیره شدی. در کنارت کسی بود که دوستت داشت. چیزی نمانده بود که لمست کند. می‌توانستی حسش کنی قبل از آن‌که واقع شود. بعد واقع شد.
این نام ِ من است.


 در قند هندوانه - ریچارد براتیگان - مهدی نوید - نشر چشمه

۱۳۹۱-۰۳-۲۲

شعر: افلاطون کنار بخاری


بی‌راهه رفته بودم
آن شب!
دستم را گرفته بود و می‌کشید!
زین بعد همه‌ی عمرم را
بی‌راهه خواهم رفت!



افلاطون کنار بخاری - حسین پناهی - از مجموعه چشم چپ سگ

۱۳۹۱-۰۳-۲۱

شعر: بفرمایید بنشینید صندلی عزیز


 بینوایان
با جلد گالینگور ِ زرکوب
شیک و پیک                  چاق و چله
به قیمت ِ
خرج ِ یک ماه ِ بینوایان
به بازار آمد
تا دختر عالی‌جناب ایکس
در ویلای اختصاصی شمال فصل فصل بخواند
و به گیس ِ کوزت‌های جهان
قاه‌قاه
گریه کند!


 بفرمایید بنشینید صندلی عزیز - اکبر اکسیر - انتشارات مروارید

۱۳۹۱-۰۳-۲۰

نقل قول: شازده کوچولو


روباه گفت: ـــ آدم‌ها این حقیقت را فراموش کرده‌اند اما تو نباید فراموش کنی. تو تا زنده‌ای نسبت به آنی که اهلی کرده‌ای مسئولی.
تو مسئول گــُـلِتی ...
شهریار کوچولو برای آن‌که یادش بماند تکرار کرد: ـــ من مسئول گــُلمـَم.


شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری - احمد شاملو - انتشارات نگاه

۱۳۹۱-۰۳-۱۹

داستان کوتاه: 3000



-          سفینه AF  .
-          بله ؟
-          عملیات نابودی Germi 6   ، آخرین پایگاه انسان های زمینی . دستور مستقیم از فرماندهی .
-          پیام دریافت شد .

یکی از موجودات فضایی که هیکل بزرگتری نسبت به سه سرنشین دیگر سفینه داشت رو کرد به موجود فضایی که به رادار نگاه میکرد و گفت :
-           AF 3  ، به نظرت چرا فرمانده تصمیم گرفت بالاخره نابودی زمین رو به AF  بسپره ؟
-          دقیقا نمی دونم ، ولی فکر کنم تسلیم نشدن زمینی ها صبر فرمانده رو لبریز کرده . ما از سال 2900 جنگ مستقیم با انسان ها رو شروع کردیم ولی اونها هنوز هم تسلیم نشدن . انسان ها خیلی بی فکر و مغرورن .
-          AF4   ، اطلاعات   کامل  Germi  6  رو بیار .

موجودی که بیشتر شبیه یک روبوت بود بیرون رفت و چند لحظه بعد با یک جعبه فلزی برگشت .    AF1     جعبه را گرفت و به مانیتور بزرگ سفینه وصل کرد . چراغ قرمزی روی جعبه روشن شد .

-          Mista   آماده است ، سوال خود را بپرسید;   جعبه فلزی شروع به صحبت کرد .
-          چند نفر داخل پایگاه هستند ؟
-          4000 نفر ، ولی قدرت نظامی موثری در برابر سفینه AF  ندارند .
-          چه عاملی باعث شده تهاجم همه سفینه های ما به Germi 6  ناکام بمونه ؟
-          پرتوی Z  .
-          پرتوی Z  چیه ؟
-          پرتوی Z  سال 2954 توسط پرفسور میرانی کشف شد . پرتوهایی که از منبعی با جنس سنگ کواریترت (Qoaritert )  که از اعماق زمین استخراج شده منتشر می شوند . این پرتو ها روی سیستم مرکزی کنترل سفینه ها اثر گذاشته و آنها را از کار می اندازند . به همین دلیل اطراف لایه محافظ Germi 6  به گورستان سفینه های ما تبدیل شده است .
-          و چرا  AF  باید جایی بره که می دونه نابود میشه ؟
-          AF   در مقابل این سد دفاعی مقاومه .
-          چرا ؟
-          چون AF  ساخت پرفسور میرانی است و پرفسور قسمت کنترل مرکزی AF   را با آلیاژی پوشش داده که در مقابل پرتوی Z  مقاوم است .
-          اگه AF  ساخت زمینی هاست چرا الان در اختیار ماست ؟
-          پرفسور میرانی قبل از مرگ تمایل خود را به صلح با ما اعلام کرد و سفینه PARTO 68  را به فرمانده کهکشان تقدیم کرد ولی به خاطر اینکه این سفینه در اختیار سیاره AF  ها قرار گرفت نام آن را به AF  تغییر دادند .
-          چرا تا الان از AF  برای نابودی زمین استفاده نمی شد ؟
-          چون ما تا چند روز پیش که دستیار پرفسور میرانی مجبور شد این راز را فاش کند اطلاعی از آن نداشتیم .

AF1   ،  Mista  را برداشت و به AF4  داد .

-          پس ما از انسان ها ضعیف تریم .
-          چرا AF1 ؟
-          ما بدون کمک یک انسان نمی تونستیم اونا رو نابود کنیم .
-          چقدر مونده تا به Germi 6  برسیم ؟
-          3 دقیقه دیگه وارد جو Z  میشیم .
-          من مطمئن نیستم که دستیار پرفسور حقیقت رو گفته باشه . شاید AF هم با برخورد به جو Z  نابود بشه .
-          ما دستور مستقیم داریم و مجبوریم وارد جو Z  بشیم .
-          و پس از گذشتن از جو Z  ، Germi 6  هیچ وسیله دفاعی دیگه ای در مقابل AF  نخواهد داشت .

AF  ها از مانیتور بزرگی که جلوی AF قرار داشت به زمین نگاه می کردند .
جو سرخ رنگی محوطه ای دایره ای شکل را احاطه کرده بود  . داخل جو هیچ شباهتی به خارج آن نداشت .
فضای آرام و ساکت داخل کاملا متناقض با محیط وحشتناک بیرون بود .
سفینه های بسیاری در اطراف از کار افتاده و سقوط کرده بودند  . اثری از زندگی در خارج جو دیده نمی شد ، دود همه جا را فرا گرفته بود .
ناگهان صدایی داخل سفینه شنیده شد .

-          شمارش معکوس برای ورود به جو Z  ، 10 ، 9 ، ... ، 3 ، 2 ، 1

AF   تکان شدیدی خورد ولی پس از چند ثانیه به حالت عادی برگشت .

-          عبور با موفقیت انجام شد .
-          AF3  ، وضعیت ؟
-          با موفقیت از جو Z  گذشتیم . اونجا رو نگاه کن ، زمینی ها دارن برای جنگ آماده میشن .
-          میخوام هر چه زودتر Germi 6  نابود بشه . AF 2  ،  AF4  ، قسمت جنگی سفینه با شماست . هر چه زودتر با تمام قوا به Germi 6  حمله کنین .
-          بله AF1   .

پرتوهای رنگی از هر دو طرف شلیک می شدند و دود از هر طرف بلند شده بود . صدای داد و فریاد و شلوغی از پایگاه شنیده می شد .
AF1   و AF3  با خیال راحت داخل AF  نشسته بودند و از نمایشگر به میدان نبرد نگاه میکردند .

-          AF 1  ، انسان ها واقعا مغرور و بی عقلن !
-          چرا ؟!
-          ما از هزاران سال پیش با پیشنهاد صلح و دوستی وارد زمین شدیم ولی اونها از همون اول با ما مخالفت کردن . کمی که علمشون پیشرفت کرد و پی به قدرت ما بردن ، سعی کردن ما رو نابود کنن . اونا واقعا بی رحم هستن . سفیرانی که ما می فرستادیم تا باهاشون مذاکره کنیم به تیغ جراحی می سپردن تا ماهیت ما رو کشف کنن . اکثر اختراعاتشون رو از روی سفینه هایی که از ما دزدیده بودن برداشتن و به اسم خودشون ثبت کردن  . اونا از همون اول خواستار حکومت بر کل کهکشان ها بودن ولی نمی دونستن روزی می رسه که آخرین پایگاهشون اینطوری نابود میشه . به تلاش های بی فایدشون نگاه کن . اسلحه های اونها روی AF  هیچ تاثیری نداره و چند دقیقه دیگه با نابودی Germi 6  نسل انسان ها هم برای همیشه از بین میره .
-          من شنیده بودم سال 2000 برای انسان ها خیلی هیجان انگیز بوده ، شاید اگه وضع قبلی شون رو داشتن سال 3000 رو تقدیس می کردن ولی فعلا سال 3000 ، سال نابودی همیشگی زمینی ها شده . زنده باد 3000 !
-          زنده باد 3000 !!

و دوباره به صفحه نمایشگر چشم دوختند . به آخرین تلاش های بی مورد انسان ها  و خندیدند .

-          AF 2  ، مرحله آخر عملیات رو اجرا کن .
-          بله .

AF  تکان شدیدی خورد و پرتوی بسیار بزرگی از آن خارج شد و مستقیم به ساختمان مرکزی Germi 6  برخورد کرد . آخرین پناهگاه انسان ها در کسری از ثانیه به تلی از خاک و آهن بدل شد .
هیاهوی مردم فروکش کرد ... .
چند لحظه بعد سکوتی عجیب همه جا را فرا گرفت .

-          AF3  ، ببین کسی زنده مونده ؟
-          نه ، دستگاه هیچ موجود زنده ای رو نشون نمیده .
-          با فرماندهی ارتباط برقرار کن .
-          AF  ، گزارش بده .
-          از AF  به فرماندهی . Germi 6  سقوط کرد . نابودی انسان ها با موفقیت انجام شد .
-          شما موفق شدید . عملیات بازگشت .

پایان

      

رحمان نقی‌زاده
منتشرشده در شماره 540 ماهنامه دانشمند – مهرماه 1387

نقل قول: دخترها به راحتی نمی‌توانند درکش کنند


آمد روبرویم ایستاد چشم‌هایش را بست بعد پلکش را آرام باز کرد و به بالا نگاه کرد، سفیدی چشم‌هایش از سفیدی برف‌ها یک‌دست‎تر و سبک‌تر بود. بعد سیاهی چشم‌هایش را دوخت به من. گفت دوستم داری هنوز؟ گفتم همیشه دوستت داشته‌ام.
گفت فقط و فقط من را دوست داری؟ گفتم فقط و فقط تو را دوست دارم.
گفت دروغ می‌گویی. گفتم راست می‌گویی.
آن‌وقت راهش را کشید و رفت. حالا من ایستاد‌ه‌ام این‌جا. منتظر دختری که درک کند یک عاشق دوست ندارد هرگز روی حرف  معشوقش حرف بزند. این مساله‌ی خیلی مهمی است که دخترها به راحتی نمی‌توانند درکش کنند.
عاشقی که دوست دارد وقتی معشوقش می‌گوید دروغ می‌گویی, دروغ گفته باشد .


دخترها به راحتی نمی‌توانند درکش کنند - پوریا عالمی - انتشارات روزنه  

۱۳۹۱-۰۳-۱۶

نقل قول: خداحافظ گاری کوپر


هرقدر عقاید کسی احمقانه‌تر باشد، کمتر باید با او مخالفت کرد. باگ می‌گفت حماقت بزرگ‌ترین نیروی روحانی تمام تاریخ بشرست.
می‌گفت باید در برابر آن سر تعظیم فرو آورد؛ چون همه‌جور معجزه‌ای از آن ساخته است.


خداحافظ گاری کوپر - رومن گاری - سروش حبیبی - انتشارات نیلوفر

۱۳۹۱-۰۳-۱۳

نقل قول: داستانک‌های فلسفی برتولت برشت


کسی به آقای کوینر گفت: قاضیان ما رشوه‌خوار هستند. آقای کوینر پاسخ داد: متاسفانه اصلا این‌طور نیست. آن‌ها رشوه‌خوار نیستند. حتی با بالاترین مبالغ هم نمی‌توان آن‌ها را تطمیع کرد تا حق را بگویند.

  فیل - برتولت برشت - علی عبداللهی - نشر مشکی