2012-12-30

مردی که دیگر نبود - 2


- کـو؟
+ صبح گف میرم سر کوچه سیگار بگیرم، رفت و دیگه برنگشت.

مردی که دیگر نبود - 1


- کـو؟
+ همین پیش‌پای ِ شما مـُرد.

2012-12-28

خسرو و شیرین


فرهاد، شیرین رو خیلی زیاد دوست می‌داشت، ولی مع‌الاسف خسرو، پراید داشت.

2012-12-23

قمارباز


دست ِ این روزای ِ زندگی‌م خیلی بد اومده، فقط منتظرم یه رفع ِ کوتی بگیرم و دست ُ بزنم زمین.

شعری برای آن‌که رفت


  
وقتی می‌روی
 باید مطمئن بروی
هیچ رفته‌ای راهِ بازگشت را نیافته است.
همین‌که
بندِ کفشِ رفتن را سفت کردی
 باید
 فراموش کنی
 که چیزی را جا گذاشته‌ای.
 می‌روی
و چراغِ اتاقی که تو خاموش کرده‌ای را
 هیچ‌کس,
 دیگر روشن نخواهد کرد.
 می‌روی
 و برای آن‌که در تاریکی اتاق‌ت
 تنها نشسته است,
 تنها و تنها خاکستر و ته‌سیگار به‌ یادگار می‌گذاری.
 کوله‌بارِ خالی‌ت چه سنگین شده است مسافر.
 باورت نمی‌شد خاطراتِ یک نفر
 اینقدر
 روی شانه‌های‌ت سنگینی کند؟
 همین که کلید در را چرخاندی
 باید می‌فهمیدی
 که این مسیر را باید تنها بروی
 و چه سخت برای‌ت تنها رفتن,
 برایِ تو
 که روح‌ت به روح‌ش محتاج بود
بنشین
و برایِ آن‌چه که آن روز،
 پشتِ درِ قفل‌شده‌یِ اتاقِ تاریک‌ت
 جا گذاشته‌ای
 شعری بنویس
و امیدوار باش که بتوانی چند روز بیشتر,
 چند قدم بیشتر,
 بروی.
 امیدوار باش رفیق.

2012-12-19

خسته‌س، دنبال راه فرار - دو


می‌خواستم از پنجره اتاق‌مون از طبقه ششم خوابگاه خودم رو بندازم پایین. گیر کردم بین نرده‌های پنجره. چهار ساعت تلاش کردن آوردن‌م بیرون.
 حتی نرده‌ها هم بهم خندیدن.
نرده‌های ِ بی‌مروت هم نمی‌فهمن "مجبور" یعنی چی ...
:(

2012-12-17

خسته‌س، دنبال راه فرار




شب حال ِ همه بچه‌های اتاق گرفته بود. پیشنهاد دادم موقع خواب، شیر شوفاژ رو باز بذاریم بخوابیم که تا صب راحت بشیم.
خندیدن.
نمی‌فهمن "مجبورم میفمی مجبور" ینی چی ...
:(

2012-12-07

مکان


با سه تا از هم‌کلاسی‌هام نشسته بودیم که ناگهان؛
- من: اگه پول داشته باشم ترم ِ بعد تنهایی خونه می‌گیرم.
- هم‌کلاسی 1: عاره بگیریم. یه اتاق تو یه اتاق من.
- هم‌کلاسی 2: فک کردین من می‌ذارم تو خونه‌ی ِ من دخدر بیارین؟
- هم‌کلاسی 3: ما تو اون خونه می‌خوایم نماز بخونیما.

  و این‌گونه شد که قرار شد من تنهایی خونه بگیرم!!