2013-04-27

نوت روو یخچال


♥ توو خواب چقد خوشگل می‌شی. دل‌م نیومد بیدارت کنم بهت بگم.
♥ دلتنگی از همین الان آغاز شد. بیدار شدی زنگ بزن صدات ُ بشنوم.
♥ فال امروز: زمانی که شما این یادداشت را روی ِ یخچال می‌خوانید، یک نفر از دلتنگی ِ شما روو به موت است! با او تماس بگیرید.
♥ ناخن ِ انگشت ِ شست‌ت رو بذار روو ناخن ِ انگشت ِ اشاره‌ت! گذاشتی؟ تا بیام پیش‌ت دل‌م برات ایقد می‌شه.
♥ شما یادتون نمیاد. یه روز ما شما رو گرفتیم! امروز سالگرد اون روزه. ساعت هشت، همون رستوران، مهمون ِ من!
♥ تولدت مبارک. می‌دونم نباید می‌رفتم سر ِ کار و پیش‌ت می‌موندم. خب نرفتم! اگه پیدام کردی کادوت ُ می‌دم. اگه پیدا هم نکردی من پشت ِ مبل‌ قایم شدم!
♥ درسته ریاضی‌م داغونه. ولی مطمئن‌ام اینقد که من دوستت دارم رو اگه جمع‌شون کنی می‌شه خیلی!
♥ خیلی دوستت دارم، ولیکن این دلیل نمی‌شه بگیری بخوابی ناهار قومه‌سبزی نداشته باشیم!
♥ من زن دوم دارم. معتاد هم هسسم. دوستت هم ندارم و همش دروغ گفتم بهت. شوخی کردم! فقط خواسسم بدونی اتفاقات ِ بدتری هم از شکستن ِ گلدون‌ات وجود داره!
♥ خوش‌ب‌حالت بهترین همسر ِ دنیا رو داری. باورت نمی‌شه؟ دست ِ راست‌ت دومین کابینت رو باز کن. ناقابل و بی‌مناسبت، با عشق.
♥ تعجب نکن عزیزم. سرم درد می‌کرد نرفتم سر کار. پا شدم برات نوت نوشتم و اومدم کنارت خوابیدم. فقط بودن با تو خوب‌م می‌کنه. نوت رو که خوندی زود برگرد روو تخت.


 پ‌ن: مجموعه کامل رو با هشتگ #نوت_روو_یخچال در توئیتر و گوگل‌پلاس دنبال کنید.

2013-04-26

احمق! ما مُرده‌ایم


به شادی‌ها گفتیم برای ِ رفتن از این خانه، باید از جنازه ما رد شوید! رد شدند، ما مُردیم!

  ‌پ‌ن: عنوان از رسول یونان

2013-04-25

آخرین پیچ ِ آخرین جاده


جاده‌های ِ رفته را باز می‌گردی و انگار نه انگار که مقصدت "همیشه بازنگشتن" بوده است. هیچ اتفاق ِ خاصی در نبودن‌ات نیفتاده، فقط تویی که پیرتر شده‌ای، و چندصد نخ سیگاری که به آرشیو ِ ریه‌ات اضافه شده‌‌اند.

2013-04-18

مرگ


و بعد
با دست‌های ِ خودمان
مسیر را هموار کنیم
برای ِ مرگ.
که بی‌آید و خلاص‌مان کند
از این زجرکُش ِ هر روز...

2013-04-17

جزوه‌ نویسی پسرانه


بعله. ما نشستیم مثلن جزوه بنویسیم سر ِ کلاس که یهو ترتیب ِ یه فایت بین بغل دستی‌مون و دوس‌دخدرش رو دادیم!


2013-04-14

او بادبادک‌ش را دوست داشت، بادبادک آسمان را بیشتر


تو رفته‌ای ُ من
مثل ِ کودکی که
بادبادک‌ش را باد برده باشد،
با حسرت نشسته‌ام
و به انتهای ِ خیابان ِ رفتن‌ات چشم دوخته‌ام.
و تو...
که دورتر می‌شوی.

2013-04-13

ذهن‌های ِ زیبا


-استاد ریاضی: الگوریتم فیلان...
-دانشجو1: الگوریتم یعنی چی؟
-دانشجو2: یه کلمه عربیه.
-دانشجو3: استاد لطفن پارسی رو پاس بدارید. از معادل ِ فارسی‌ش "گوریتم" استفاده کنید.

 من :|
جان نش :||
خون ِ پاک ِ عاریایی :|||
فرهنگستان ادب و زبان فارسی :||||
[+]

2013-04-12

مناجات


پروردگارا؛
زندگی سایز ِ بزرگ‌تر نصیب ِ ما بفرما. این یکی دیگه خیلی برامون تنگ شده.

2013-04-10

سر ِ خط


نقطه گذاشتیم.
به خیال‌مان شعرها را تمام کردیم.
و ندانستی‌م هر بار،
خودمان بودی‌م که به انتها نزدیک‌تر شده‌ایم.

2013-04-09

کافه‌های ِ بی‌ تو


پائیزترین روزهای ِ عمرم،
در کافه‌های ِ بی‌تو می‌گذرند.
سیگارها می‌سوزند،
قهوه‌ها،
یخ می‌زنند،
شعرها ناتمام...
طرح‌ها بی‌سرانجام می‌مانند.
و من،
خودم را می‌زنم به فراموشی؛
که مبادا چشمان‌ات را ب‌ِخاطر بی‌آورم.

2013-04-08

تو قدم‌قدم دور می‌شدی، مرگ نفس‌نفس در آغوش‌م می‌کشید


من،
بی مخاطب‌ترین دلتنگی‌ ِ غروب‌های ِ جمعه‌ام
این دلتنگی‌ها را
که منم،
چاره‌ای نیست
جز زمان.
بُگذار بُگذرم،
خودم تمام خواهم شد.
می‌گویند؛
مرگ پایان ِ تمام ِ دلتنگی‌هاست...
امیدوارم.

2013-04-07

شعر سیاه


قرار بود "سپید" باشد؛
که ناگهان...
تو رفتی.

2013-04-06

"آن‌ها"ی ِ این نوشته بسیارند


خیال کرده‌اند می‌توانند به راحتی نابودمان کنند. غافل‌اند از این‌که ما مثل ِ آن یخی هستی‌م که روی ِ دریاچه را پوشانده. بخواهند ما را بشکنند، خودشان را غرق کرده‌اند.

2013-04-05

شازده کوچولو پرسید: مُردن یعنی چه؟ روباه گفت: بُگذار داستان ِ رفتن‌اش را برای‌ت تعریف کنم


اگر زنی را نیافته‌ای که با رفتن‌اش/ نابود شوی/ تمام ِ زندگی‌ات را باخته‌ای/ این را من‌ی می‌گویم/ که روزهای‌ام را زنی برده است جایی دور/ پیچیده دور ِ گیسوان‌اش/ آویخته بر گردن/ سنجاق کرده روی ِ سینه/ یا ریخته پای ِ گلدان‌هاش/ باقی را هم گذاشته توی ِ کمد/ برای ِ روز ِ مبادا... - رضا ولی‌زاده


 پ‌ن: سال‌ها بعد می‌فهمی که بعدازظهر ِ دل‌گیر ِ یکی از همین روزها، روزهای‌م را بُردی بانو. جای دور. خیلی دور...
هر چه بُردی حلالت. فقط بی‌آویزش دور ِ گیسوان‌ات... می‌خواهم "روزهای‌م" جایی تاب بخورند که دست‌های‌م حسرت ِ لمس‌شان را به گور خواهند بُرد.

2013-04-01

مــــــن خود آن ســــیزده‌م کـز همه عالم ب‌درم


بگو.
دوباره دروغ بگو.
بگو که دوستم داری.
نترس!
این بار
 تکرار ِ دروغ‌ات را،
به پای ِ سیزده خواهم نوشت.

 پ‌ن: عنوان، مصرعی‌ست از استاد شهریار [ شعر کامل ]