2013-06-01

گوزن‌پیچ


فلاسک و لیوان ِ شسته‌ شده و قندون و چای خشک رو گذاشتم جلوم و نشستم کف ِ اتاق. هی نگاه‌شون می‌کنم و هی نگاه‌شون می‌کنم. هم‌اتاقی‌م می‌آد توو اتاق.
- رحمان چی‌کار می‌کنی؟؟
+ می‌خوام چای دم کنم، یه چیزی کمه. ولی هرچی فکر می‌کنم نمی‌فهمم چیه.
- کتری کوو؟؟

و تازه یادم می‌آد که اصلن آب نذاشتم جوش بیاد...
خنده‌دار نیستا. گریه داره در اصل. بعد شما بگو خوب میشی، بگو یه روز خوب می‌آد. هیییعی