2013-04-09

کافه‌های ِ بی‌ تو


پائیزترین روزهای ِ عمرم،
در کافه‌های ِ بی‌تو می‌گذرند.
سیگارها می‌سوزند،
قهوه‌ها،
یخ می‌زنند،
شعرها ناتمام...
طرح‌ها بی‌سرانجام می‌مانند.
و من،
خودم را می‌زنم به فراموشی؛
که مبادا چشمان‌ات را ب‌ِخاطر بی‌آورم.