2013-06-27

بخوریم ُ بیاشامیم


نه مشروب می‌خورد، نه سیگار می‌کشید، همیشه هم پیاده‌روی می‌کرد. یهو توو سن ِ 44 سالگی سکته کرد ُ افتاد مُرد! پس این درس ر ُ ازش می‌گیریم، که چرا توو مراقبت از خودمون اینقدر خودمون رو به زحمت بندازیم؟!!

 Arthur +

2013-06-26

سربازی، وظیفه، اجباری


چند سال پیش، توو دوران ِ خدمت، ما رُ برده بودن اردو، توی ِ یکی از کویرهای ِ بی آب ُ علف ُ برق ُ همه چی. ساعت‌ها آفتابه به دست دنبال ِ آب می‌گشتیم! در کل دوران ِ نا امید کننده‌ای به نظر می‌رسید. تا این‌که یه روز انسان ِ فرزانه‌ای از جمع گفت:
"یادتون باشه. سال‌ها بعد حسرت می‌خوریم که ای کاش! به روزگاری برگردیم که تنها غم ِ زندگی‌مان یک آفتابه پر-آب بود!"

امروز به حرف‌ش رسیدم با همه وجودم... ای کاش

2013-06-25

Abraham Lincoln: Vampire Hunter


Henry Sturgess: There is darkness EVERYWHERE! You are not the only one who has lost everything!


Abraham Lincoln: Vampire Hunter +

2013-06-24

لطفن برای این سکانس فیلم بسازید


داد زد: چرا من ُ بستی به این صندلی؟ می‌خوای چی‌کار کنی؟؟ لبخندی زد و جواب داد: تو یه فاحشه‌ای! با وحشت فریاد زد: آخه چرا این‌کار ُ با من می‌کنی؟ ب‌خاطر چه کسی؟ آرام به سمت‌ش برگشت ُ با تمسخر گفت: نیمه تاریک ِ وجودم! نیمه مورد علاقه‌م! و به سمت ِ در راه افتاد. آخرین کام را از سیگارش گرفت و با انگشت‌ش ضربه‌ای زد. ته‌سیگار فضای ِ اتاق را موج خورد و روی ِ زمین افتاد. آتش زبانه کشید. 
صدای ِ جیغ‌های ِ فاحشه. این‌بار ب‌خاطر سوختن نه لذت ِ خیانت...

2013-06-23

Midnight in Paris


Man Ray: A man in love with a woman from a different era. I see a photograph!
Luis Buñuel: I see a film!
Gil: I see insurmountable problem!
Salvador Dalí: I see rhinoceros!

  Midnight in Paris +

2013-06-22

فهرست ِ وبلاگ‌های ِ ایرانی - 1


تا چند روز ِ دیگه گودر (و حتا گوگل‌ریدر) برایِ همیشه به تاریخ خواهد پیوست. با این تعطیلی بی‌منطق اطلاعات و خاطرات خیلی زیادی کاملن از دسترس خارج می‌شن. فقط وبلاگ‌ها می‌مونن و ریدرهای ِ دیگه (مثلن فیدلی). از چندصد وبلاگی که توو گودر لیست کردم، خیلی‌ها دیگه به‌روز نمی‌شن ولی هنوز هم خوندن ِ هر ازگاه پست‌های قدیمی‌شون لذت‌بخشه.
خلاصه، فعلن که فیدلی اون لیست رو برام نگه داشته، ولی با توجه به گزاره "کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه!" لیستی از چند وبلاگی که این روزها می‌خونم رو دستی نوشتم که بعدن موقعیت ِ حالا چه خاکی به سرم بریزم رو تجربه نکنم!
وبلاگ‌هایی که این پایین می‌بینید، یه سری از اون لیست ِ دستی تهیه شده‌س. هیچ ترتیبی و ژانری و ... هم نداره.

 پ‌ن: این لیست هم‌چنان آپدیت خواهد شد. اگه دوست داشتید توو کامنت‌ها، وبلاگ‌های ِ خوب رو معرفی کنید.

1.      عقاید یک گرگ   http://www.1-g.org/
2.      روزنگار خانم شین  http://mrsshin.blogspot.com/
3.      Dirtyprettythings   http://dirtyprettythings.blogfa.com/
4.      HEBRON       http://hebrown.wordpress.com/
5.      Mr.BEX    http://misterbex.blogspot.com/
6.      سرهرمس مارانا  http://sirhermes.blogspot.com/
7.      پیاده‌رو    http://piaderou.com/
8.      خارخاسک هفت دنده   http://kharkhasak.blogspot.com/
9.      اندرمیان   http://andarmal.wordpress.com/
10.  برای خاطر کتاب‌ها  http://dedicatedtobooks.blogspot.com/
11.  انگار نه انگار   http://www.pouria-alami.com/
12.  روزبه  http://www.roozbeh.net/
13.  رونویسی  http://roonevisi.blogspot.com/
14.  هوشنگ سوت میزند  http://hooshang-a.blogspot.com/
15.  افاضات  http://efaazaat.blogfa.com/
16.  بیرون قاب قدم بزنیم   http://original.30nz.com/
17.  زن و رهایی   http://zanvarahaee.blogspot.com/
18.  سیکیم خیاری!!  http://sikimkhiari.wordpress.com/
19.  35 Degree   http://blog.35dg.com/
20.  Bingala     http://bingala.blogspot.com/
21.  hyper30netic  http://hyper30netic.blogspot.com/
22.اگر پاسبانی که در تاریکی سوت می‌کشد، پسر ِ من بود.  http://naeerika.blogspot.com/
23. به کسی نگو http://be-kasi-nagoo.blogspot.com/
25. جملات مغرضانه یک عدد دیازپام  http://diazepam.blogsky.com/
26. علف هرز چیست؟  http://alafeharz.blogsky.com/
27. مداد هاش‌ب  http://medadhb.wordpress.com/
28. مرا فرانسوی ببوس http://panjebox.blogspot.com/
29. ور ایز مای مسود؟  http://wimm.persianblog.ir/
31. کوته‌نوشت  http://mrbahrami.wordpress.com/
32. گوریل فهیم  http://gouril.blogfa.com/
33. گلیساندو http://glissando.blogfa.com/
34. زخمه  http://www.akbar13.com/
36. آب انار پای فیلم  http://osra-yosra.blogspot.com/
37. آشوبناک  http://ashobnak.wordpress.com/
38. اسپریچو  http://amiralavi.persianblog.ir/
39. جا مانده   http://jaamandeh.blogspot.com/
40. جغد شاخدار  http://joqd.blogsky.com/
41. دویدن با سپیدارهای آوازخوان  http://cheraana.blogfa.com/
42. رامین‌سا http://raminsa.blogspot.com/
44. لاک‌پشت پیر  http://laakposhtepir.persianblog.ir/
45. لیدی ال  http://ladylay.wordpress.com/
46. لیموناد با طعم نعنا  http://neda65.wordpress.com/
47. میرزا پیکوفسکی  http://mirzabad.com/
48. پری نوشته‌ها  http://s-pourya-salehi.mihanblog.com/
49. پریشان گویی‌های فلان بن هیچکس http://sheydagooyi.blogfa.com/
50. گاوخونی  http://hoseinnorouzi.blogfa.com/
51. یادداشت‌های ِ یک آدم  http://mirzaadamjan.blogspot.com/
53. میس پارسه‌ئوس  http://misspar3oos.wordpress.com/
54. اعتراف‌های عریان  http://nakedwritings.wordpress.com/
56. به من بگو الهام  http://1neveshteh.blogfa.com/
57. بلوط   http://levazand.com/
58. بی‌خــــوابی  http://aidinia.wordpress.com/
59. در بهشت اکنون  http://jense-akhar.persianblog.ir/
60. دل نوشته‌ها   http://delneveshtehaa.persianblog.ir/
61. دل‌نوشته‌های عاشقی بی‌معشوق  http://asheghane.blogspot.com/
64. کنار کارما  http://13591388.blogspot.com/
65. نیکولا  http://nikolaa.blogfa.com/
66. هنوز ایستاده در زیر باران   http://safzav.wordpress.com/
68. گونزالس‌ترین پدی  http://pedygonzales.blogspot.com/
69. یک رب مانده  http://yek-rob-mande.blogfa.com/
70. قورماغه‌ای روی تیفال  http://ghoormaghe.blogfa.com/


Taxi Driver



Travis Bickle: Loneliness has followed me my whole life. Everywhere. In bars, in cars, sidewalks, stores, everywhere. There's no escape. I'm God's lonely man.

Taxi Driver +

2013-06-21

و سپس هیچ نبود


تنها و لخت توو خوابگاه دراز کشیده بود. ساعت شش بود ُ غمگین‌ترین آهنگ‌های فارسی پلی شده بودن. سیگار می‌کشیدم. هیچ حسی نداشتم. دقیقن هیچ حسی. نمی‌دونم این نشانه خوبیه یا بد. خواب‌م گرفت. ساعت سه بعدازظهر فرداش بیدار شدم. سریع دنبال ِ گوشی‌هام گشتم. یه حسی داشتم که شاید از گذشته ریشه می‌گرفت، که شاید یه نفر نگران ِ نبودن‌ام بشه. ولی گوشی‌هام هیچ چیزی دریافت نکرده بودن. خالی ِ خالی... همین

2013-06-20

Now Is Good



Tessa Scott: Is this really happening?
Adam: Yeah.
Tessa Scott: I don't know what's real.
Adam: I am.

Now Is Good


2013-06-19

فراموشی‌ات را ادامه بده



چ‌قدر قیافه‌اش آشنا بود، نه؟ بگذریم... رهگذر ِ غریبه‌ای بیش نبود. تو به فراموشی‌ات ادامه بده...

2013-06-18

ریشه‌های ِ آسمان


"در مورد ِ مردها نباید از روی ِ کارهای ِ بعد از شلوارکــَـنی قضاوت کرد. برای ِ کثافت‌کاری‌های ِ واقعی‌شان لباس بر تن می‌کنند."

  ریشه‌های ِ آسمان - رومن گاری - منوچهر عدنانی

2013-06-17

Eyes Wide Shut -2




سکانسی که آلیس (نیکول کیدمن) از علاقه‌ش به مرد ِ دیگه‌ای برای ِ شوهرش ویلیام (تام کروز) اعتراف می‌کنه و نقطه عطفی می‌شه برای ِ داستان ِ این فیلم:
" و هنوزم که هنوزه اون مرد از ذهن‌ام بیرون نرفته. پیش ِ خودم گفتم اگه اون من ُ بخواد - حتا اگه فقط برای ِ یک شب - من حاضرم بی خیال ِ همه چیز بشم؛ تو، هلنا (دخترشون) و همه آینده مزخرف ِ خودم... همه چیز."

 Eyes Wide Shut +

2013-06-16

رفیق


پیرمرد ِ ژنده‌پوش خم شده بود و زیر ِ نیمکت‌ها و بوته‌های ِ پارک دنبال ِ سیگارهای ِ نیم‌کشیده می‌گشت. پاکت ِ سیگارم رو درآوردم و خواستم بدم به‌ش. دست‌م رو پس زد. به یه نخ سیگار ِ نیم‌سوخته‌ای که پیدا کرده بود اشاره کرد، دستی تکون داد و رفت.

2013-06-15

گزارش زنده


غول ِ مرحله آخر داره له‌م می‌کنه.

2013-06-14

Eyes Wide Shut -1




[ساندور ساوست]: می‌دونی چرا زن‌ها عادت کردن ازدواج کنن؟
[آلیس]: چرا خودت ب‌هم نمی‌گی؟
[ساندور ساوست]: این تنها راهی‌ه که می‌تونن باکره‎گی‌شون رو از دست بدن و آزادانه هر کاری با هر مردی خواستن بکنن.

  Eyes Wide Shut +

2013-06-12

ریشه‌های ِ آسمان


"فهمیدم، باز حرفی زدم که نبایست، از شدت زندگی در تنهایی عادت ِ حرف زدن با مردم را از دست داده‌ام. وانگهی بد هم نیست که آن را از دست بدهم."

  ریشه‌های ِ آسمان - رومن گاری - منوچهر عدنانی

2013-06-10

مکالمه


- هوا اون طرفا چجوریه؟
+ تک نفره دلگیر...
- تنهایی؟
+ نبودم، روزگار...

 پ‌ن: این نوشته وام‌دار ِ نوشته‌ای‌ست از حسین نوروظی

2013-06-09

خیلی‌ها


Hoffman: You wanna know the only thing that's wrong with killing you, Jill? I can only do it once.

[ SAW 7 + ]

2013-06-07

در آغوش‌کشی


من دیگه طناب‌کشی بازی نمی‌کنم،
به‌جاش در آغوش‌کشی بازی می‌کنم.
که در اون به‌جای ِ این‌که طناب رو بکشند،
همه همدیگر رو در آغوش می‌کشند
و در اون، هرهر می‌خندند،
روی ِ قالی می‌غلتند،
همه ماچ و بوسه می‌کنند،
همه لبخند می‌زنند،
همه همدیگر رو بغل می‌کنند،
خلاصه،
همه برنده‌اند.

  جایی که پیاده‌رو تموم می‌شه / شل سیلورستاین / حمید خادمی

2013-06-06

سانسارا، کارما، موکشا


سه اصل اساسی سانسارا، کارما و موکشا ارکان ِ آئین دینی و ایده‌آلیستی اوپانیشادها را تشکیل می‌دهند.
سانسارا اصل ِ تناسخ یا انتقال روح (آتمانا) است. طبق این اصل، روح ِ جاویدان در جسم ِ انسان زندانی‌ست و پس از مرگ، روح به جسم ِ دیگر منتقل می‌شود و دوباره تولد می‌یابد. ممکن است در جسم ِ انسان ِ دیگر یا در جسم ِ حیوان و یا حتا نبات حلول کند. آئین سانسارا پایه منطقی اصل کارماست. کارما قانون ِ عمومی اخلاقی و عرفانی‌ست، که بر حسب ِ آن سرنوشت انسان در این جهان به گذشته‎اش ارتباط دارد. روح در هر حلول ِ تازه، وارد کالبدی می‌گردد که شایسته اوست. رفتار انسان در زندگی سپری شده وضع او را معلوم می‌دارد. تجدید حیات ِ روح ممکن است کیفری برای گناهان ِ  دست‌یازیده و یا پاداشی برای ِ اعمال ِ نیک ِ گذشته باشد.
طبق ِ آئین اوپانیشادها، انسان در زندگی این جهانی و فعالیت‌های ِ روزانه کاملا تابع ِ قانون کارماست. با وجود این، روح بشری تظاهری از برهماست. بنابراین، برهما در خارج و مستقل از قانون کارما وجود دارد. بدین جهت روح ِ بشری می‌تواند از قید ِ سانسارا آزاد باشد و خود را از سلطه کارما برهاند و به خدا تقرب جوید. این استخلاص ِ روح را موکشا گویند. حصول ِ موکشا باعث ِ قطع ِ سانسارا می‌شود و پس از مرگ، از تجدید حیات معاف می‌گردد. طبق ِ آئین اوپانیشادها، زندگی این جهان، هیچ و پوچ است.

  اخلاق در چین و هند باستان - ای. زاموشکین - ب. کیوان 

2013-06-04

آدم ِ به‌هم ریخته


ساعت ِ زنگ زده، دی‌گه زنگ نمی‌زنه، چون زنگاش ُ زده.

  -سوته‌دلان

2013-06-02

لکوموتیو کوچولوی ِ غمگین


این نشون می‌ده که اگه راه ناهموار باشه و مسیر تپه دشوار باشه، آدم اگه فقط گمون کنه که می‌تونه، کافی نیست!

   جایی که پیاده‌رو تموم می‌شه / شل سیلورستاین / حمید خادمی

2013-06-01

گوزن‌پیچ


فلاسک و لیوان ِ شسته‌ شده و قندون و چای خشک رو گذاشتم جلوم و نشستم کف ِ اتاق. هی نگاه‌شون می‌کنم و هی نگاه‌شون می‌کنم. هم‌اتاقی‌م می‌آد توو اتاق.
- رحمان چی‌کار می‌کنی؟؟
+ می‌خوام چای دم کنم، یه چیزی کمه. ولی هرچی فکر می‌کنم نمی‌فهمم چیه.
- کتری کوو؟؟

و تازه یادم می‌آد که اصلن آب نذاشتم جوش بیاد...
خنده‌دار نیستا. گریه داره در اصل. بعد شما بگو خوب میشی، بگو یه روز خوب می‌آد. هیییعی

امروز من شبیه دیروز اوست ، شاید هم فردای تو ...


احساس  ِمشترک را بعضی‌ها به‌تر می‌نویسد. لازم نیست همی‌شه بنویسی. گاهی باید سکوت کرد، خواند و بغض کرد...

 "حواست را جمع کن رفیق ، یک روز می رسد که یکهو میبینی افتاده ای توی یک چاله بزرگ و هر چه زور می زنی نمی توانی بیایی بیرون. یک روز می رسد که هر چقدر بیشتر می بینی اش بیشتر دلت تنگ می شود ، بیشتر دلت می گیرد ، بیشتر ناخودآگاه بغض می کنی . یک روز می رسد که حرف زدن هایش ، قدم زدن هایش ،خندیدن هایش با هر بنی بشری دلت را زخم می کند ، دردت می آید. یک روز می رسد که برای یک لحظه گرفتن دست هایش له له می زنی و بعد به خودت می گویی " کسی که مال من نیست دست هاش هم مال من نیست " . یک روز می رسد که از دلتنگی می خواهی بمیری و او با "مرسی . دل منم تنگ شده " تیر خلاصی را می زند بهت . یک روز می رسد که  " :* " های از روی عادت ، "میس" های رفع وظیفه تحویلت می دهد. یک روز می رسد که دوست داشتنت را ، عاشق بودنت را ،گریه کردنت را باور نمی کند. یک روز می رسد که ازت می خواهد به جای غصه خوردن برای ندیدنش ، به جای دلتنگی برای بغل کردنش ، به جای زیادی دوست داشتنش ، خودت را سرگرم کنی . یک روز می رسد که ازت می خواهد بروی کلاس نقاشی ، موسیقی ، ورزش ، یک کاری کنی که کمتر بروی روی اعصابش.یک روز می رسد که میبینی داری از سرما یخ می زنی و کسی نیست که چیزی رویت بکشد ، بغلت کند ، یا حداقل دست هایت را فشار بدهد ...این ها را از خودم در نمی آورم ها . واحد رمالی پاس نکرده ام و دوره پیشگویی هم نگذرانده ام. این ها را یک روز یک نفر به خودم گفته بود. یک نفر با بغض این ها را به خودم گفته بود. حواست را جمع کن رفیق. سردم است. بغض سنگینی هم دارم امشب ..."

  از وبلاگ نیکولا +