2013-06-16

رفیق


پیرمرد ِ ژنده‌پوش خم شده بود و زیر ِ نیمکت‌ها و بوته‌های ِ پارک دنبال ِ سیگارهای ِ نیم‌کشیده می‌گشت. پاکت ِ سیگارم رو درآوردم و خواستم بدم به‌ش. دست‌م رو پس زد. به یه نخ سیگار ِ نیم‌سوخته‌ای که پیدا کرده بود اشاره کرد، دستی تکون داد و رفت.