2013-08-02

آی ام بلک


داداش‌م خاطره تعریف می‌کنه:
"یه پسره بود توو کلاس‌مون خیلی زرنگ بود. یعنی اصلن‌ام زرنگ نبود. بعد یه بار معلم زبان بهش گفت لااقل یه جمله انگلیسی بساز که بهت نمره بدم. اون‌م که سیاه بود، برگشت گفت آی اَم بلک. بعد همه کلاس‌مون منفجر شدن!"
یه ذره بعد می‌گه:
"تازه من خودم توو اون کلاس نبودم که اینقد دارم می‌خندم!"
مکث می‌کنه:
"یکی این ُ برام تعریف می‌کرد که خودش هم توو اون کلاس نبوده!"

خاطرات ِ متواتر داداش‌م هستند!