2014-06-09

آسمان شدن - روزنامه روزان



باد خنکی می‌وزید. بی‌تکان صورت‌م را سپرده بودم به نوازش‌های باد و ایستاده بودم. سکوت محض بود. گوش‌های‌م را تیز کردم، شاید که چیزی بشنوم. صدایِ آزادی بود که انگار از دوردست‌ها می‌دوید. صدا نزدیک‌تر می‌شد. یک‌هو زمین زیر پای‌م لرزید. حس پرواز داشتم. حس می‌کردم باید بپرم و پرواز کنم. صدایِ آزادی میان همهمه‌ها گم‌تر می‌شد. طبیعت بود، که تشویق‌م می‌کرد که زودتر رها شوم. چیزی روی شانه‌های‌م سنگینی می‌کرد. سرم بود. تکان‌ش می‌دادم. باید خودم را از شر سنگینی دوست‌ناداشتنی‌اش خلاص می‌کردم. اذیت‌م می‌کرد. تکان‌ش می‌دادم. باید می‌انداختم‌ش. نمی‌گذاشت بال بگیرم. خواستم بال بگیرم ها، ولی دست‌های‌م انگار بسته بودند. نمی‌توانستم تکان‌شان بدهم. صداها اوج می‌گرفتند. یک لحظه ایستادم، سرم را بالا گرفتم و تا جایی که می‌توانستم خودم را زدم به نشنیدن. می‌خواستم از آخرین نوازش‌های باد لذت ببرم. چشم‌های‌م چیزی نمی‌دید. سیاهی بود؛ سیاهی مطلق. باید پرواز می‌کردم از این حجم سیاهی، شاید که آن بالاترها سفیدی در انتظارم بود. زمین می‌لرزید، من می‌لرزیدم، صداها تویِ سرم گام‌های سنگین برمی‌داشتند. کبودی دست‌های‌م را حس می‌کردند. خون در رگ‌های‌م با لرزش‌‌های‌م ضرب می‌گرفت. اگر کسی آن حال‌م را می‌دید، یقینا با خود می‌گفت: «دیوانه شده است.» حق داشت. آخر چه کسی با صدای نبض و همهمه و باد می‌رقصد؟ می‌رقصیدم. با تمام وجود می‌رقصیدم. می‌رقصیدم و دائم سبک‌تر می‌شدم. یک لحظه رویِ زمین بودم و لحظه‌ای بعد آسمان می‌شدم. همهمه با زبانی که چیزی ازش نمی‌فهمیدم اوج می‌گرفت. چه می‌گفتند؟ نمی‌دانستم. فقط حس می‌کردم از من می‌خواهند تا راهِ آسمان شدن را نشان‌شان بدهم. صداها رفته‌رفته آرام می‌شدند. هنوز باد بود که می‌وزید و صدایِ رهایی که از شر همهمه‌ها رها شده بود. بعد خسته شدم. از پرواز، از رقص، از رهایی. خواستم بایستم. زمین زیر پای‌م خالی شد. چاره‌ای نبود. یله شدم روی شانه‌های آسمان، نفس عمیقی کشیدم و چشم‌های‌م را باز کردم. باد آمد، و من را مثل ابری برداشت و برد. پرواز می‌کردم. چیزی تمام شد و این را از خوابیدن صداها فهمیدم.  آخرین خاطره‌ام از زمین، «خالی» بود. زمین خالی بود. من بودم و باد و آسمان. آسمان بودم؛ آبی بی‌کرانی که خودم را در آغوش کشیده بودم. پرنده‌ای بال گرفت تا من، چیزی در گوش‌م زمزمه کرد و لبخندی زد. اولین شادباش آسمان شدن‌م.

 پ‌ن: این داستان در روزنامه روزان مورخ 19 خرداد ماه 1393 منتشر شده است.