2015-05-31

دست‌چین سربازها : بهمن فاطمی


«خسته‌ام
هم‌چون مسافری در کویر
که تشنگی‌اش را
سراب
به‌بازی گرفته است.»

دست‌چین سربازها، مجموعه شعر کوتاهِ بهمن فاطمی‌ست که انتشارات اقلیما منتشرش کرده است. دوستی که این کتاب را به من معرفی می‌کرد، به‌طعنه گفت که شعرهای فاطمی با این‌که مثل نوشته‌های خودت کوتاه هستند، ولی مثل تو، درگیر «تو» نیست و این مرحله را رد کرده است! منظورش این بود که من بیش‌ از حد در مرحله عاشقانه‌نویسی مانده‌ام. فقط چند شعر از این مجموعه، تم عاشقانه دارند. بخش انتهایی کتاب هم بیش‌تر شعرها محتوای جنگ دارند و انگار شاعر خاطره‌هایی را به‌زبان شعر، با خود مرور می‌کند. یک «ای کاش...» هم بنویسم! ای کاش دوستان شاعر، و هم‌چنین دوستان ناشر، علاوه بر کیفیت و وسواسی که روی خوب‌بودنِ کارهای‌شان دارند، روی جنبه‌ی کمی قضیه هم وقت می‌گذاشتند، تا مجموعه‌های شعر ما این‌قدر از لحاظ کمی سبک نباشند.

«رایِ باغ
گنجشک بود.
باغبان
صندوق را
به بازار برد و تفنگ خرید»


2015-05-30

اتوبیوگرافی


من
مدفن ِ هزار رفتن ِ بی‌سرانجام‌ام
جاده را
- اگر که من باشم -
انتهایی نیست، جز نیستی؛
که تا چشم کار می‌کند
تاریکی‌ام.

• رحمان نقی‌زاده

2015-05-29

بودن : یرژی کاشینسکی



مطالبی که مترجم، در مقدمه درباره‌ی کاشینسکی نوشته، و ترجمه کرده است، باعث شد به‌این فکر بی‌افتم که چرا تا ام‌روز نوشته‌ای از این نویسنده را نخوانده‌ام. کاشینسکی در «بودن» دنیای طنزآلودی خلق کرده است، که در آن سیاست‌‌مردان و سیاست بین‌الملل را به‌سخره می‌گیرد! البته این ظاهر کار است و عمیق‌تر اگر که نگاه کنیم، سیاست‌پیشه‌گانِ «بودن» را می‌توان به اکثر مردمِ ام‌روز تعمیم داد. آن‌چه که ما در روابط‌مان با دنیای پیرامون انجام می‌دهیم، در «بودن» طنز-طور به‌نقد کشیده شده است. این‌که کاشینسکی از سیاست‌مردان برای بیان دیدگاه‌ش استفاده کرده، شاید ریشه در گذشته خودش و سرگذشت‌اش داشته باشد. «بودن» ادبیات روان و صیقل‌خورده‌ای دارد، و می‌شود کل کتاب را یک‌جا و با لذت خواند؛ و خسته نشد. این رمان مصداق عینی «کم گوی و گزیده‌گوی چون دُر» است! تا زمانی که کتاب را تمام نکرده بودم، یا به‌قول «جان برکهام» زمین نگذاشته بودم، معنای این جملاتِ برکهام در «ساتردی‌ریویو» را نمی‌فهمیدم: «تا زمانی که کتاب را زمین نگذاشته‌اید، درنمی‌یابید تصویرمان در آینه‌ی کاشینسکی چقدر تکان‌دهنده است... این کتاب هم‌چون یک اثر هنری جاودان خواهد ماند.» و سخن آخر در این بخش این که، اگر از خواندن این کتاب لذت بردید، شاید خواندن «مردی با کبوتر» رومن گاری هم برای‌تان خالی از لطف نباشد. { http://goo.gl/RBW0J7 }

«بودن» ماجرای مرد چهل ساله‌ای‌ست که اندکی از لحاظ ذهنی مشکل دارد. «چنس» از کودکی در خانه‌ی پیرمرد ثروت‌مندی بزرگ شده و چیزی از دنیای خارج از خانه نمی‌داند. تنها پل ارتباطی او با دنیا، تلویزیون است، که چنس مشتاقانه تمام برنامه‌ها را دنبال می‌کند و همین مسئله بعدها در مواجهه‌اش با دنیای بیرون و آدم‌های جدید، به‌کمک‌اش می‌آید. تا جایی که چنسِ بی‌سواد و کم‌توان ذهنی، فقط با چیزهایی که از تلویزیون یاد گرفته است، در عرض چهار روز سرمایه‌دار، مشاور رییس‌جمهور ایالات متحده و سخنرانی زبده می‌شود، که رسانه‌های دنیا برای یک لحظه سخنرانی‌اش سر و دست می‌شکانند! ماجرای کتاب از آن‌جایی آغاز می‌شود که با مرگِ پیرمرد، چنس مجبور می‌شود باغ و خانه امن‌اش را رها کند و از خانه بیرون بیاید...

به‌نظرم بخش «درباره کاشینسکی» و پشت‌جلدِ کتاب، به یک ویراستاری مجدد نیاز دارند.

بودن ِ یرژی کاشینسکی را نشر آموت، با ترجمه‌ی مهسا ملک‌مرزبان منتشر کرده است.  

پنجره‌ی کوچک ِ گوشه‌ی ِ اتاق


بگذار ساعتی چند بگذرد
تا ببینی
همین قابِ روشن را
چه‌طور
پیام‌آور ِ مقدس ِ تاریکی در آغوش خواهد گرفت.

• رحمان نقی‌زاده 

2015-05-28

اردی‌بهشت نود وُ چهار : نوبتِ کتاب‌هاست


اردی‌بهشت پر از کتاب بود! دو جلد «مکتب‌های ادبی» ِ رضا سیدحسینی را کادو گرفتم. برای پنج‌اُمین سال متوالی برای نمایشگاه کتاب تهران، لیستِ کتاب تهیه کردیم. چند کتاب هم خواندم: «چرا دریا طوفانی شده؟» از صادق چوبک، «سمفونی مردگان» عباس معروفی، «محوِ» علی‌رضا روشن، «پیاله‌ای چای بنوش» علی کرمی، «بن در جهان» دوریس لسینگ، «شعرِ قفس» علی‌رضا روشن و مجموعه کتاب‌های کوچک وودی آلن. 17 و 18 اردی‌بهشت مسافر نمایشگاه بودم! رسول یونان و علی‌رضا روشن و علی کرمی و خیلی از دوستان جدید و قدیمی را دیدم. کتاب‌هایی هم خریدم: پیاله‌ای چای بنوش - بازی‌های من و شانس عزیزم (علی کرمی) - محو ِ - شعر ِ قفس - ما (علی‌رضا روشن) - نقطه (علی‌رضا روشن) - جاده‌ی آویشن (محمد درودگری) - بیوه‌کُشی (یوسف علیخانی) - از این سلانه مردن (آیدین پورضیائی) - دست‌چین سربازها (بهمن فاطمی) - نامه به کودکی که هرگز زاده نشد (فالاچی) - از نوشتن (کافکا) - داستانک‌ها (نویسندگان آلمانی‌زبان) - بن در جهان (لسینگ) - رویاها (یونگ) - ضمیر پنهان (یونگ) - هشت کتاب (سهراب سپهری) - گفت‌وگوهای اوریانا فالاچی - خاطرات صددرصد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت (شرمن الکسی) - پروست چگونه می‌تواند زندگی شما را دگرگون کند (آلن دوباتن) - بودن (یرژی کاشینسکی) - الفبای شهروند خوب (برتراند راسل) - صید قزل‌آلا در امریکا (براتیگان) - روح پراگ (کلیما) - متن‌هایی برای هیچ (بکت) - راز فال ورق (یوستین گوردر) - چه زود مهمانی تمام شد (رسول یونان) - صدای راه‌پله می‌آید (حسین صفا) - و نیچه گریه کرد (اروین یالوم) - مجموعه داستان‌های کوتاه فلانری اوکانر - پرسش، قابل توجه نوابغ، شوکران‌نوشیِ من، کنت دراکولا، جنایات سازمان‌یافته و خون‌بهای تاندوری (وودی آلن).

ماهِ اردی‌بهشت، سوای کتاب‌ها، اتفاقات دیگری هم افتاد: فیلم‌های «رد کارپت» و «آرایش غلیظ» را خریدم و دیدم. «رخ دیوانه» را هم در سینما دیدم. تصمیم گرفتم، ارشد را روان‌شناسی بالینی بخوانم و دوستان هم کمک کردند و کتاب‌ها و منابع را فرستادند. با کتاب «زمینه روان‌شناسی هیلگارد» شروع کردم. بعد از ماه‌ها بالاخره بی‌کار و بی‌پول شدم! آخرین روزهای ماه هم، یک‌بار دیگر، در آزمون استخدامی وزارت نیرو شرکت کردم.


• پست مرتبط:
  فروردینِ نود وُ چهار { http://www.1-g.org/2015/04/blog-post_28.html }

شعر ِ قفس : علی‌رضا روشن



«دست‌دست نکن
دستت را در دستم بگذار
شانه‌به‌شانه‌ام بیا
پیش از آن‌که بر شانه‌ات بیایم
پیش آی و
پیش از کرم‌ها
مرا ببوس!»

«تا استخاره‌ام خوب آید
شیرازه‌ی دیوانِ نیم‌گشوده‌ی لب‌هایت را
به نیتِ فالی فرخنده
می‌بوسم و بر پیشانی می‌گذارم»

«شعر ِ قفس» نسبت به سایر مجموعه‌های شعر ِ علی‌رضا روشن، مخصوصن «محوِ » { + } - که مجموعه شعر کوتاه بود - شعرهای طولانی‌تری دارد. و در کل با مجموعه‌های قبلی ِ شاعر خیلی متفاوت است. «شعر ِ قفس» را نشر آموت، در بهار 94 منتشر کرده است.



2015-05-18

قابل توجه نوابغ : فقط پول نقد




«آه از این روان‌کاوانِ جدید! حق ویزیت هنگفتی می‌گیرند. در دوران من، فروید حاضر بود به‌خاطر پنج مارک شخصا درمان‌تان کند. با 10 مارک، درمان‌تان می‌کرد و شلوارتان را هم اُتو می‌زد!»
- از داستانِ گفت‌وگوهایی با هلمهولتز : وودی آلن

انتشارات نیلا مجموعه‌ای را با عنوان «کتاب کوچک» منتشر می‌کند، که در آن داستان‌ها و نمایش‌نامه‌های کوتاه ِ  نویسندگان بزرگ را در قطع جیبی چاپ می‌کند.شش کتاب از این مجموعه، به نوشته‌های وودی آلن اختصاص دارد:

1.     پرسش - شهرام زرگر - کتاب‌کوچک 53 {نمایش‌نامه}
«نوشته‌ی حاضر نمایش‌نامه‌ای‌ست تک‌پرده‌ای، بر اساس یکی از رویدادهای زندگی آبراهام لینکلن. رویداد موردنظر ممکن است واقعیت داشته باشد، یا نداشته باشد. مهم این است که وقتی نوشتم‌اش، خسته شدم.» - وودی آلن

2.     جنایت سازمان‌یافته و داستان‌های دیگر - احسان نوروزی - کتاب‌کوچک 23 {دو داستان}
داستان اول با عنوان «گفت‌وگوهایی با هلمهولتز» روایت طنزی از گفت‌وگوهای شاگرد یک روان‌کاو معروف، برای تنظیم ِ زندگی‌نامه‌ی اوست. داستان دوم «جنایت سازمان‌یافته» نگاه طنز وودی آلن به تاریخ جرایم سازمان‌یافته در امریکاست.

3.     قابل توجه نوابغ : فقط پول نقد - مصطفی احمدی - کتاب‌کوچک 51 {داستان}
این داستان، روایتی طنزگونه از یادداشت‌های روزانه‌ی یک روان‌کاو بالینی است که برای کمک به یک بیمار ِ ترانه‌سرا، دار وُ ندارش را از دست می‌دهد!

4.     شوکران‌نوشیِ من - شهرام زرگر - کتاب‌کوچک 58 {نمایش‌نامه}
توضیح مترجم: «نام اثر حاضر My Apology است و آپولوژی در قاموس فلسفی، نام خاص محاکمهی سقراط است، و در معنای عام به‌معنی پوزش، عذرخواهی، دفاع، توجیه و ... است. بنابراین می‌توان نام اثر را به دفاعیه‌ی من، یا چیزی با این مضمون نیز ترجمه کرد. نظربه‌این‌که در نمایش‌نامه‌ی حاضر محاکمه‌ای اتفاق نمی‌افتد تا دفاعیه‌ای صورت بگیرد، و در عین‌حال سرنوشت راوی و سقراط - هر دو - نوشیدن جامِ شوکران است، بنابراین مترجم عنوانِ شوکران‌نوشی ِ من را به گزینه‌های مختلفِ دیگر ترجیح داد.»
این نمایش‌نامه را بیش‌تر از سایر آثار مطرح شده در این پست، پسندیدم و خندیدم!

5.     کُنت دراکولا و داستان‌های دیگر - احسان نوروزی - کتاب‌کوچک 20 {مجموعه داستان}
این مجموعه شامل پنج داستان کوتاه است: «خاطراتی از دهه بیست» که روایت طنزی از ماجراهای راوی، همراه با همینگ‌وی، پیکاسو و ... است. این داستان، همان تمِ فیلم‌نامه «نیمه‌شب در پاریس»ِ وودی آلن را دارد. «بله، ولی موتور بخار می‌تواند این کار را بکند؟» زندگی‌نامه‌ی مبدع ساندویچ را روایت می‌کند! داستان سوم، «کنت دراکولا» داستان دراکولایی‌ست که کسوف خورشید را با شب اشتباه می‌گیرد، و زیر شعله‌های آفتاب نابود می‌شود! (ومپایرهای احمق بدبخت!). «خاطرات اشمید» سرگذشت طنز آرایش‌گر مخصوص هیتلر و اعضای عالی‌رتبه‌ی حزب نازی است. و «خبرنامه‌ی بهار» آخرین داستانِ این مجموعه است که وودی آلن در آن، بریده‌هایی از خبرنامه‌های کلاس‌های رایگان دانشگاهی را با زبان طنز مخصوص خودش، نقل کرده است!


پ‌ن: چند هفته بعد از خواندن این پنج کتاب متوجه شدم که کتاب ششمی هم از این مجموعه بوده، و من، به‌اشتباه، زیر یکی از کتاب‌های قطور جا گذاشته‌ام! قاعدتن عدد «پنج» در توضیحاتِ ابتدایِ پست، به «شش» تغییر یافت، ولی مع‌الاسف امکان تغییر تصویرِ پست وجود ندارد!

6.     خون‌بهای تاندوری - امیر امجد - کتاب‌کوچک 76 {داستان}
حکایت یک بازی‌گر تازه‌وارد و کم‌ارزش است که توسط راهزنان هندی دزدیده می‌شود!

بن در جهان : دوریس لسینگ






«فرزند پنجم»ِ لسینگ را سال 91 از نمایشگاه کتاب گرفتم و همان روزها هم خواندم‌اش. همان موقع هم بود که شنیدم، «دوریس لسینگ» قسمت دوم این کتاب را با عنوان «بن در جهان» نوشته، و در ایران هم با همین مترجم و ناشر عرضه شده است. بالاخره پس از چند سال فرصتی شد تا «بن در جهان» را هم تهیه کنم و بخوانم. در مورد زیبایی‌های ادبی آثار لسینگ و نوبل ادبیاتی که سال 2007 گرفته، و در مورد بیوگرافی جالب توجه‌اش که در ایران متولد شده و تا شش سالگی ساکن کرمانشاه بوده است، در مقدمه همین کتاب‌ها و سایر منابع زیاد گفته و نوشته شده است. من صرفن به‌عنوان یک خواننده - برای این‌که بعدها، روزهایی که این کتاب را می‌خواندم فراموش نکنم - چند سطری را به‌عنوان یادداشت، این‌جا می‌نویسم:
«بن در جهان» به زندگی بعد از هجده سالگی «بن» (شخصیت رمانِ فرزند پنجم) می‌پردازد: رویارویی بن با زشتی‌ها و زیبایی‌های جهانِ اطراف، و حسی که نسبت به آن‌ها دارد و تاثیری که آن‌ها بر زندگی بن می‌گذارند. صادقانه اگر بگویم، بن در جهان، به جذابیت فرزند پنجم نیست. اما آن‌قدر گیرایی دارد که بتوان 180 صفحه‌اش را، بدون زمین گذاشتن کتاب، یک‌نفس خواند! پایان غافل‌گیرکننده و بُعد انسان‌شناسی داستان، که رفتار انسان‌ها در شرایط خاص را تصویر می‌کند نیز از جذابیت‌ها و نکات مثبت این رمان بود. البته بدون این‌که داستان را لو بدهم، باید بگویم که پایان‌بندی متفاوت‌تری از آن‌چه که لسینگ نوشته بود، مدنظرم بود.


 پ‌ن: «بن در جهان» و «فرزندِ پنجم» را نشر ثالث، با ترجمه مهدی غبرائی منتشر کرده است. 

2015-05-15

داستان‌های 9 کلمه‌ای - دو


برف‌های لباس‌ش را تکاند؛ سیگاری گیراند، وَ فراموش شد.

پیاله‌ای چای بنوش، و کتاب بخوان




علی کرمی زندگی‌اش را روایت می‌کند. یعنی داستان‌هاش بریده‌هایی از زندگی‌اش هستند که از زاویه نگاه خودش تعریف شده‌اند. هرچقدر که با زندگی و نوشته‌های علی کرمی بیش‌تر آشنا باشید، بیش‌تر ارتباط برقرار خواهید کرد، و لذت بیش‌تری خواهید برد. من هم به‌عنوان یکی از طرفداران علی کرمی که علاوه بر دنبال کردن وبلاگ و نوشته‌‌های مجازی‌اش، افتخار دوستی هم با او دارم، از این مجموعه لذت بردم! چقدر سخت‌اش کردم! منظورم این بود که مینی‌مال‌ها و داستان‌های علی کرمی را دوست دارم! اگر کسی هم از من بخواهد تا از داستان‌نویس‌های معاصر ایران، چند کتاب به او معرفی کنم، بی‌گمان پیاله‌ای چای بنوش و آثار دیگر علی کرمی جزو اولین پیش‌نهاد‌های‌م خواهند بود.

داستان‌های زیادی از این مجموعه را پسندیدم؛ مثلن: آن‌چه در این عکس می‌بینی - بازی - یکی بالاخره باید مرا با خودش ببرد - خلاصه‌ای از یک روز بی‌تو - حس ششم - راحیل - او - مثل بتهوون که سمفونی 9 را نشنید - عجیبی تو - بر دیوار قهوه‌خانه - این دو که منم - هپروت - سودا - و... .

«هپروت» طولانی‌ترین داستان این کتاب بود. یک هپروت واقعی! روایت این داستان، با چاشنی ِ طنز نمکین شده و از خواندن‌اش خسته نمی‌شوی. بگذریم که «رحمان» بودنِ اسم یکی از نویسندگانِ داخل این داستان هم بر جذابیت‌هاش برای من افزوده بود! جایی هم در داستان «راحیل» (که بسیار دوست‌ش داشتم) نوشته بود: «معمولی بودن خیلی غم‌گین است» و نوستالژی گودر برای‌م زنده شد. مرسی علی!

داستانِ «او» را که بی‌ارتباط با این وبلاگ نیست را با هم بخوانیم:
«شب بود که از گرگ پرسیدم: پس چه‌کسی؟
در میان بدر ماه، بر سر سه‌تیغِ صخره‌ای سیاه، پوزه به‌آسمان شب برکرد و به‌آهنگی از ترس و سوز گفت: اووووووووو...
به‌خاطر او بود که گرگ شدم.»

«پیاله‌ای چای بنوش» مجموعه 133 داستان مینی‌مال علی کرمی است که با همت نشر نون، عرضه شده است. 

2015-05-14

داستان‌های 9 کلمه‌ای


«پنجره‌اش بسته بود. لبخندش ماسید، وَ کوچه بن‌بست شد.»


 پ‌ن: اردی‌بهشت 94 تصمیم گرفتم داستان‌های 9 کلمه‌ای بنویسم. 

2015-05-13

محو ِ : علی‌رضا روشن



«آمدن ِ کسی را انتظار نمی‌کشم
به‌خودت نگاه می‌کنم
ای تاریکی» -از همین مجموعه

علی‌رضا روشن هم مثل ریچارد براتیگان معتقد است که شعر می‌گوید تا یاد بگیرد داستان بنویسد! برای همین هم هست که انگار هر کدام از شعرهای کوتاه ِ مجموعه‌شعر «محوِ» تصویری کوچک از داستانی بزرگ هستند. این مجموعه شعر کوتاه را نشر نون منتشر کرده است و به چاپ سوم رسیده است. «محو »ِ را خواندم ولی هم‌چنان «کتاب ِ نیست» و شعرهاش را به سایر نوشته‌های علی‌رضا روشن ترجیح می‌دهم.

«زیبایی‌ات کوهستانی‌ست
که فقط از دور دیده می‌شود،
برای دیدنِ تمام ِ تو
باید از تو فاصله گرفت.» -از همین مجموعه

چند نکته ویرایشی هم در کتاب به‌چشم می‌خورد. این‌که شماره شعرها از عدد پنج شروع می‌شود. شعر شصت‌وشش‌اُم عدد نخورده است. و آخرسر این‌که روی جلد و در شناسنامه کتاب، چاپ سوم ذکر شده ولی در صفحه اول داخل کتاب، نوشته شده است: چاپ دوم.



2015-05-11

سمفونی مردگان: جست‌وجوگرانی که در مسیر ِ خودشناسی، دیوانه‌گی را پیدا می‌کنند



«قبل از همه‌چیز باید گفت که سمفونی مردگان یک شاهکار است.» - هفته‌نامه دی‌ولت : سوئیس
و بود.

«پدر خیال می‌کرد آدم وقتی در حجره‌ خودش تنها باشد، تنهاست. نمی‌دانست که تنهایی را فقط در شلوغی می‌شود حس کرد.»

سمفونی مردگان، روایت متفاوتی از یک زندگی‌ست. جنس روایی خاصی که معروفی خلق می‌کند؛ و باید آن‌چنان در متن دقیق شوی که شیرازه‌ی داستان از دستت نرود. موومان اول را اورهان روایت می‌کند. معروفی از زبان اورهان، گذشته و حال و آینده را چنان چنان زیبا به‌تصویر کشیده است که از تماشای این قاب خسته نمی‌شوی. در موومان دوم، نویسنده ماجرای کلی خانواده را تعریف می‌کند و اندکی از گنگی و تعلیق موومان اول کاسته می‌شود. درگیری‌های درونی اورهان را بیان می‌کند. شاعرانگی‌ها و دیوانگی‌های آیدین را تصویر می‌کند. «از آدمی که دنبال خودش می‌گردد و دیوانگی را پیدا می‌کند، بیش از این هم انتظار نمی‌رفت.» تحجر و سخت‌گیری‌های پدر، و مادرانگی‌های بی‌حدواندازه‌ی ِ مادر را نشان می‌دهد. و آیدا... . «آیدا، آیدا، آیدا. عضوی از خانواده که کم‌تر خاطره‌ای از او در ذهن مانده بود. حتی آیدین هم سال‌ها بعد هرچه فکر می‌کرد، نمی‌توانست چیزی از بچگی‌های این دختر به‌یاد بیاورد. نه حرف، نه جنجال، نه حضور. در پستوی خانه نم کشیده بود و بعد بی‌دردسر به‌قول پدر، گورش را از این خانه گم کرده بود.» موومان سوم را سورمه چنان روایت می‌کند که گویی درون آیدین زندگی می‌کند؛ هیچ مرزی بین روح او و آیدین وجود ندارد. به‌گمانم عشق باید همین باشد. «و من نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به‌اندازه‌ی من دوست داشت؟ آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست داشتن ِ او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟ آدم پُر می‌شود. جوری که نخواهد به‌چیزی دیگر فکر کند. نخواهد دلش برای آدم دیگری بلرزد، و هیچ‌گاه دچار تردید نشود.» آیدین اما عشق را بهتر می‌فهمد. پخته‌تر است. حقیقت‌هایی از زندگی می‌داند که سورملینا نمی‌داند. وحشتی که آیدین از عاشقی دارد، بیش‌تر به حقیقت نزدیک‌تر است، تا شور و شوق کودکانه‌ی سورمه.

آیدین گفت: «من به درد تو نمی‌خورم سورمه. باور کن.»
«تو چرا این‌جوری شده‌ای؟»
«من از خودم هم خسته شده‌ام. حوصله‌ام را از دست داده‌ام. دلم دارد می‌پوسد.»
«پس من چی؟»
«نمی‌دانم.»

موومان چهارم روایتِ دیوانگی‌های آیدین است؛ افکار ِ ازهم‌گسیخته و بی‌چارچوبِ یک دیوانه.

دکتر گفت: «چه‌اش هست؟»
گفتم: «توی سرش بازار مسگرهاست، توی دلش رخت می‌شورند، توی پاهاش سیم می‌کشند.»
دکتر گفت: «ببرش دیوانه‌خانه.»

خود معروفی درباره‌ی نام کتابش می‌گوید: «از سال شصت‌وُچهار بود که اسم کار را گذاشتم سمفونی مردگان. چون همان موقع هم که این را می‌نوشتم به فرم سمفونی نوشته می‌شد. یعنی شخصیت‌ها در ذهن من سازبندی شده‌اند. می‌دانم کدام یک از شخصیت‌ها ویولن است، کدام ساز بادی می‌نوازد و کدام طبل است.» و تکمیل می‌کند: «رمان به فرم سمفونی نوشته شد. می‌دانید که معمولاً هر سمفونی چهار موومان دارد و یک مقدمه یا اورتور. آیه‌های قرآن ابتدای سمفونی مردگان برای زینت یا دل استفاده نشده، بلکه یک اورتور است.»

چقدر خواندن سمفونی مردگان لذت‌بخش بود. برف، سرما، کلاغ‌ها، مرگ، مرگ، و مرگ. حتی در شادترین لحظه‌های زندگی‌شان هم رد پای سیاهی و مرگ را می‌شود دید. این حجم تاریکی و نیستی، چیزی‌ست که آرامم می‌کند و خواندن‌اش برای‌م پر از لذت است.

من خودم سمفونی مردگان را با چاپ خارج از کشور ِ انتشارات گردون خواندم، ولی گویا نشر ققنوس به‌تازگی نسخه مجوزدار این رمان را در داخل کشور منتشر کرده است. امیدوارم ممیزی‌ها، چیزی از زیبایی‌های سمفونی مردگان را قیچی نکرده باشند.


پ‌ن: هرجا که بدون منبع از « » استفاده شده، از متن ِ خود کتاب می‌باشد.

2015-05-01

نوبل ِ ادبیات را آکادمی‌ام رایگان نداد


بعد از مرگ، در بیوگرافی‌ام تاکید کنید که آن عالم ِ بزرگ‌وار، علاوه بر این‌که در یک خانواده مذهبی در جنوب شهر دیده به‌جهان گشود، بل یک‌روز هم با این‌که نسخه‌ی متخصص E.N.T در جیب‌اش بود، ولی تصمیم گرفت که اول برود نمایشگاه کتاب و اگر پول باقی ماند خرج دوا و دکترش کند! این‌ها را موبه‌مو بنویسید که جوانان ِ علاقه‌مند بدانند که این همه افتخار و مدال را خیرات نمی‌کردند و حقیر زحمت‌ها کشیده‌ و دود ِ چراغ‌ها خورده‌ام!