2015-07-07

از نوشتن : فرانتس کافکا


«نوشتن تنها امکانِ هستیِ درونیِ من است.» - از نامه‌ی کافکا به فلیسه، پراگ، 20 آوریل 1913

«از نوشتن» مجموعه‌ای از نامه‌ها و یادداشت‌های شخصی کافکاست، که اریش هلا و یوآخیم بویگ گردآوری کرده‌اند؛ و نشر ثالث با ترجمه‌ی ناصر غیاثی منتشرش کرده است. مطالعه این کتاب برای دوست‌داران کافکا و علاقه‌مندان به‌نویسندگی خیلی جالب و مفید می‌تواند باشد، ولی فکر نمی‌کنم مخاطبِ عام چندان با آن ارتباط برقرار کند. از لابه‌لای این متن‌ها می‌توان احساساتِ واقعی کافکا را شناخت و نگاه‌ش به مقوله‌ی «نوشتن» و نوشته‌های خودش را فهمید. عاشقانگی‌های کافکا با فلیسه، مخصوصن در بخشِ «مسخ» عالی است. کافکا در نامه‌ها و یادداشت‌هایش از عادات نویسندگی‌اش، ترس‌های پنهانش از این‌که دی‌گر نتواند بنویسد، و اولویت‌های زندگی‌اش بی‌پرده سخن می‌گوید. جایی می‌نویسد که پاییز و زمستان به‌تر و بیش‌تر می‌تواند بنویسد؛ مثل من! بخش اول کتاب، به یادداشت‌ها و نامه‌های کافکا در مورد تک‌تک داستان‌ها و کتاب‌های منتشرشده‌اش می‌پردازد. در بخش‌های بعدی، یادداشت‌ها و مکاتبات کافکا در رابطه با «نوشتن»، «نوشتن نامه»، «نوشتن یادداشت روزانه» و ... آورده شده است.

«اما فقط این را درک کن، فلیسه عزیزم، اگر روزی نوشتن را از دست بدهم، ناچارم تو و همه‌چیز را از دست بدهم.» - از نامه‌ی کافکا به فلیسه، پراگ، از 2 به 3 ژانویه 1913


 پ‌ن: قسمت‌هایی از این کتاب را که بیش‌تر پسندیدم، هرچندروزیک‌بار با عنوان «از نوشتن با کافکا» همین‌جا خواهم نوشت.