2015-07-23

تیرماه هزاروُسی‌صدوُنودوُچهار : و امّا باز کژبختی


کسی که خردادماه را «یک بازنده‌ی تمام‌عیار» باشد، چه امیدی به تیرماه‌ش هست؟! تیرماه درد سیستم‌گوارشی داغانم کرد. استخدامی که ماه‌ها پیگیرش بودم، قبول نشدم و آخر سر هم تصمیم گرفتم راهی شهر بزرگ‌تری بشوم، بل‌که کار پیدا کنم.  البته که کارهایی هم کرده‌ام! هشت‌فصل کامل سریال House M.D را دیدم. کتاب «آموزش فیلم‌نامه‌نویسی» جعفر حسنی بروجردی را روی PDF خواندم. چهار ‌کتاب از ترجمه‌های سمیه نوروزی را از خودش هدیه گرفتم: قلابی، مرگ و چند داستان دیگر، اوضاع در ارتفاعات کلیمانجارو روبه‌راه است از رومن گاری و معرکه از لوئی فردینان سلین. کتاب‌هایی هم خواندم: نامه به‌کودکی که هرگز زاده نشد از اوریانا فالاچی، متن‌هایی برای هیچ از ساموئل بکت، جلد اول مکتب‌های ادبی رضا سیدحسینی را شروع کردم، خاطرات صددرصد واقعی یک سرخپوست پاره‌وقت از شرمن الکسی، از نوشتن اثر فرانتس کافکا، روح پراگ از ایوان کلیما، و قلابی ِ رومن گاری را هم بازخوانی کردم. فعلن و تا اطلاع‌ثانوی تصمیم گرفته‌ام که هیچ سریال یا کتابی را شروع نکنم. اول زندگی‌ام را از این مدار کژبختی خارج کنم، تا بعد. هربار که کتاب یا سریال جدیدی را شروع می‌کنم، تمام کردن آن برایم حکم «هدف» پیدا می‌کند و از اهداف بزرگ‌تر غافل‌م می‌کند.