2015-08-26

کاش جایی منتظرم باشند


انگار کن که چیزی را جا گذاشته‌ای. بهانه بیاور. بگو که «باز برمی‌گردم»؛ با این‌که خودت هم خوب می‌دانی که بازنخواهی‌گشت. بگذار وُ برو؛ بی‌که پشتت را هم نگاه کنی. «حقیقت» را مشت کن وَ بکوب توی صورتِ آینده. گریه کن که شکست خورده‌ای. و فرار کن؛ از آن‌چه که نامش زندگی‌ست.