2015-10-29

مهر نود وُ چهار : باختن عادت ما بود



اواخر شهریور بود که از محل کار قبلی آمدم بیرون؛ به کسی هم نگفتم، که حوصله‌ی نصیحت و قضاوت نداشتم. یک‌جایی هم اواسط همین ماهِ مهر، تصمیم گرفتم برگردم ولایت خودمان، که آن ‌روزِ آخر اتفاقاتی افتاد که ماندم. پانزدهم مهرماه هم کار جدیدم را شروع کردم و هنوز هستم. از این حرف‌های محیط‌کاری که بگذریم، می‌رسیم به فعالیت‌های ماه مهر:
«معرکه» لویی فردینان سلین و «آوای وحش» جک لندن، کتاب‌های کاغذی‌ای بودند که خواندم. البته مجموعه داستان‌های کوتاه فلانری اوکانر را هم شروع کردم و هم‌چنان دارم می‌خوانم. در عوض پی‌دی‌اف‌های زیادی خواندم: «نبرد دین با علم» برتراند راسل، «موش و گربه» عبید زاکانی، «آرزو بر باد» مهدی موذن، «کاکتوس روبان‌زده» عمید صادقی‌نسب، «افسانه» نیما یوشیج، «کاشفان فروتن شوکران» احمد شاملو، «یکی بود، یکی نبود» محمدعلی جمال‌زاده، «لحظه‌ها و همیشه» احمد شاملو، «مرغابی‌ روانی، دیوانه‌ها و دانشکده» سیدعلی مرتضوی فومنی، «نامه‌های عاشقانه نیما» نیما یوشیج، و «یک نهیلیست زیر پونزی» نائله یوسفی.
سریال Suits را نیمه‌کاره گذاشتم و از فصل دوم به بعدش را ندیدم؛ در عوض سریال House of Cards را شروع کردم و فصل اولش را این‌ماه دیدم.

روز بیست‌وُنهم این‌ماه هم، بعد از سه ماه، چند روزی برگشتم به شهر لعنتی‌ام؛ و هنوز تهرانم.