2015-11-13

درس‌هایی برای زندگی


یک هفته گذشت و من لباس خانه را که شبیه لباس مکانیک‌ها بود، روز وُ شب درنیاوردم. حمام نمی‌گرفتم، ریش‌هایم را نمی‌تراشیدم و دندان‌هایم را مسواک نمی‌زدم، چون عشق، خیلی دیر به من آموخت که آدم خودش را برای کسی مرتب می‌کند، برای کسی لباس می‌پوشد، و برای کسی عطر می‌زند و من هیچ‌وقت کسی را نداشتم.


 خاطرات روسپیان سودازده من : گابریل گارسیا مارکز