2015-11-17

وقتی از مرگ حرف می‌زنیم


همیشه فکر می‌کردم از عشق مُردن، یک تعبیر شاعرانه است. آن‌روز بعدازظهر، وقتی بی‌گربه و بی او به‌خانه برگشتم، برایم ثابت شده بود که مُردن از عشق، نه تنها ممکن است، بلکه خود من، پیر وُ بی‌یار، داشتم از عشق می‌مردم. اما در عین‌حال فهمیدم که عکس آن هم حقیقت معتبری بود. لذتِ این غم را در دنیا با هیچ‌چیزی عوض نمی‌کردم.

 خاطرات روسپیان سودازده من : گابریل گارسیا مارکز