2015-11-18

کیوسک : لیلا نوروزی


«از دست دادن، گلوله نیست که زخمی‌اَت کند وُ همه ببینند؛ درد دارد لامصب. آدم مجبور است راه برود و حرف بزند و بخورد و بخندد، تا کسی نفهمد. بفهمند که چی؟ حرف، درد آدم را بیش‌تر می‌کند.»
- از داستانِ پیانوی کم‌حرفِ کشف‌نشده‌ی پرنده؛ از همین مجموعه


«کیوسک» مجموعه داستان‌های لیلا نوروزی است. چند روزی هست که خوانده و تمامش کرده‌اَم. سبک خاص و دلنشینی دارد وُ می‌شود بارها و بارها خواند و لذت برد. داستان‌های این مجموعه، شناور در زمان هستند و شخصیت‌ها و موقعیت‌ها ممکن است از دست خواننده در بروند، برای همین باید با دقت و عمیق خواند. مشکلات خاصی بر سر انتشار کاغذی این مجموعه پیش آمده، و نویسنده را مجبور کرده است که کتاب را به‌صورت اینترنتی منتشر کند، و سایت «دوشنبه» کیوسک را برای دانلود رایگان در این آدرس قرار داده است. چند پیشنهاد نگارشی هم دارم! صفحه 43 و چند صفحه‌ی بعدی‌اَش، از واژه «مذخرف» استفاده شده است؛ من جستجو کردم و به معنای خاصی برای این کلمه نرسیدم و به‌گمانم همان «مزخرف» باشد. صفحه 45 هم از «نمی‌خاستم» استفاده شده است. بعد از همه‌ی این حرف‌ها، پیش‌نهاد می‌کنم حتمن این مجموعه داستان را بخوانید و لذت ببرید.