2016-02-21

بهمن ِ نود وُ چهار : سکون، پس‌رفت، انجماد


وقتی کتاب نمی‌خوانم حس بدی دارم. کتاب (کاغذی) هدف است. کتاب‌های زیادی هست که باید پیش از مرگ خواند، وَ مرگ چندان دور نیست. غرض، این‌ماه نتوانسته بودم حتا یک کتاب کاغذی تمام کنم. داشتم کتاب «و نیچه گریه کرد» را می‌خواندم و باتوجه به 500 صفحه‌ای بودنش، امیدی نبود که بهمن‌ماه بتوانم تمامش کنم. بالاخره تمام کارها را استندبای گذاشتم و ساعات پایانی بهمن‌ماه موفق شدم این کتاب را تمام کنم. به‌هیچ‌وجه از این‌ ماه و عملکرد خودم رضایت ندارم. کتاب‌های پی‌دی‌اف هم خواندم: «داستان‌های بدون دکوپاژ» از مانیا اکبری، «ناظر و منظور» وحشی بافقی، «شعرهای اُکتاویو پاز» ترجمه شاملو، «لیلی و مجنون» نظامی، «مرثیه‌های خاک» و «هوای تازه» و «آهن‌ها و احساس» احمد شاملو، «مثل درخت در شب باران» و «از بودن و سرودن» از محمدرضا شفیعی‌کدکنی، «ذرات گرم حس» از شهلا آقاپور، «آخرین همسفر» از فریدون ایل‌بیگی، و «کتاب مبدا و معاد» از روح‌الله لارستانی. فیلم‌های ایرانی که دیدم: انتهای خیابان هشتم، نهنگ عنبر، چیزهایی هست که نمی‌دانی، و تجریش ناتمام. فیلم‌های خارجی: Dumb and Dumber - two, Magic Mike XXl, Ted 2, Furious 7, Bi Kucuk Eylul Meselesi, Extraction, Close Range, Spy. بله! خودم مستحضرم که سلیقه‌ام در انتخاب فیلم مزخرف است! گلدن‌گلوب و پیپل‌چویز 2016 را هم دیدم. آلبوم‌های «با قرص‌ها می‌رقصد» کاوه آفاق، و روناک گروه نواحی ایران را هم تهیه کردم. مستند Frozen Planet  بی‌بی‌سی را دیدم. مستند DireWolf  نشنال جئوگرافیک را هم دیدم. در این ماه اتفاق خاص و متفاوتی در زندگی خودم رخ نداد؛ در جبهه‌ی مقابل، برادرم در مسیر ازدواج گام‌های اساسی برداشت و تقریبا داماد شد! تاکید می‌کنم که یادم نرود، بهمن ِ نود وُ چهار، هیچ‌چیزی برایم نداشت، و خودم هم چیزی برای خودم نداشتم. فقط گذشت.