2016-03-25

آن‌روزها که تو بودی


سنگ‌فرش‌های این خیابان از آیینه‌اَند؛
آیینه‌هایی جادویی
که گذشته را - به زلالی همان‌روز -
در خاطرشان حفظ کرده‌اند.

هیچ راهِ گریزی نیست.
هربار که پایت به این خیابان برسد،
به‌خاطر خواهی آورد

که آن‌روز...

• رحمان نقی‌زاده

2016-03-24

شلدون‌گفتار


شلدون: اطلاعات مهم جدیدی به‌دست آوردم. زن‌ها بدترین‌اَن! فکر می‌کردم برش ِ کاغذ بدترین چیزه، ولی اشتباه می‌کردم؛ هیچ کاغذی نمی‌تونه این‌قدر عمیق من رو بِبُره.

The BigBang Theory S09.E01

2016-03-22

کلاه‌برداران پیامکی را بشناسیم


گاهی اتفاق می‌افتد که شرکت ما جایزه‌ای برای مشترکین درنظر می‌گیرد و برنده، به‌علت ترس از کلاه‌برداری، از دریافت جایزه امتناع می‌کند؛ از سوی‌دیگر، کلاه‌برداران هم بیکار ننشسته و سعی در فریب افراد دارند. من چون در یکی از شرکت‌های ارزش‌افزوده‌موبایلی کار می‌کنم، احساس وظیفه کردم که چند نکته را اطلاع بدهم. امید که این آگاه‌سازی باعث جلوگیری از افتادن افراد در دام کلاه‌برداران شود. تلاش می‌کنم به ساده‌ترین زبان، نکات را بیان کنم، و خواهش می‌کنم که شما هم با کپی‌کردن این متن در گروه‌های خانوادگی و ارسال به سایرین کمک کنید.

کلاه‌برداری به این شکل آغاز می‌شود که با شما تماس گرفته می‌شود، تا برای دریافت جایزه چندمیلیونی از همراه‌اول (یا سایر اپراتورها) اقداماتی را انجام دهید. در این شیوه، فرد از شما می‌خواهد که به باجه عابربانک مراجعه کنید و دستگاه را در حالت زبان انگلیسی قرار داده و دستورات را قدم‌به‌قدم اجرا کنید. نتیجه‌ی این پروسه، ارسال پول از کارت شما به حساب کلاه‌بردار است. چند نکته کاربردی عرض می‌کنم که جایزه‌های واقعی را بشناسید، و بدانید که باقی تماس‌ها کلاه‌برداری هستند:

. همراه‌اول/ایرانسل صرف داشتن سیمکارت به شما هیچ جایزه‌ای نخواهد داد. این جوایز توسط شرکت‌های همکار اپراتورها، در زمینه‌ی ارزش‌افزوده‌موبایلی اهدا می‌شود؛ و مستلزم این است که شما عضو یکی از سرویس‌های شرکت شده باشید.
. سرویس؟ ساده‌اش می‌شود همان «عدد 1 را بفرستید!». پس اگر با شما تماس گرفته شد، باید عنوان شود که شما در کدام سرویس عضو بوده‌اید، که برنده شده‌اید. (اگر عضو هیچ سرویسی نیستید، تلفن را قطع کنید!)
. جوایز غالبا صدهزارتومانی است، و جوایز میلیونی خیلی معدود اهدا می‌شوند. درضمن، برای اهدای جوایز با ارقام بالا، از شما خواسته می‌شود در شرکت حضور پیدا کنید.
. شما هیچ وجهی برای دریافت جایزه پرداخت نخواهید کرد؛ تنها اطلاعاتی مانند نام پدر، شماره‌شناسنامه و آدرس منزل (برای ارسال کارت هدیه) از شما گرفته می‌شود.

پ‌ن: یک توضیح کوتاه درباره نحوه‌ی عملکرد این «1 را بفرستید»ها!

پیام اولی که دریافت می‌کنید، مانند «برای دریافت روزانه خبر عدد 1 را بفرستید»، هیچ هزینه‌ای برای مشترک ندارد و رایگان است. اگر علاقه‌ای به دریافت این نوع پیام‌ها ندارید، با یک جستجوی ساده در اینترنت، می‌توانید از نحوه غیرفعال‌سازی آن آگاه شوید. پیش از ارسال عدد 1 به این نکته هم توجه کنید که شما با این‌کار، به شرکت اجازه می‌دهید که برای مدت‌ طولانی (حداقل یک‌سال) هر روز یک پیام برای شما ارسال کند و هزینه‌اش را از حساب‌تان کسر کند. پس دقت داشته باشید که تنها سرویس‌هایی را که موردنیاز است، فعال کنید؛ و هر زمان که مایل باشید، می‌توانید سرویس را با ارسال «off  یا خاموش» غیرفعال کنید.



با بازنشر این پیام، آشنایان را پیش از افتادن در دام کلاه‌برداران آگاه کنید. 

2016-03-21

این بود ام‌سالِ من



از سال پیش بود که تصمیم گرفتم هر ماه، خلاصه‌ای از آن‌ماه برای خودم بنویسم، که فراموشم نشود. حالا خیلی راحت می‌توانم با چند کلیک، به اتفاقات 1394 نگاه کنم!

فروردین: { goo.gl/8wNZB0 }
اردی‌بهشت: نوبتِ کتاب‌هاست { goo.gl/Uy6xY5 }
خرداد: یک بازنده‌ی تمام‌عیار { goo.gl/bmeOKl }

تیر: و امّا باز کژبختی { goo.gl/Tfb1fm }

مرداد: این‌گونه که به مرگ نشسته‌ام { goo.gl/qhFILH }
شهریور: و امّا باز شهریور { goo.gl/59e5C3 }

مهر: باختن عادت ما بود { goo.gl/fP5KME }

آبان: تکرار وُ هی تکرار وُ هی تکرار { goo.gl/sCZS7C }
آذر: تکرار باید شد { goo.gl/kaAc68 }

دی: اندکی تغییر { goo.gl/bvsgkn }
بهمن: سکون، پس‌رفت، انجماد { goo.gl/L0emE9 }
اسفند: ناگهان چقدر زود دیر می‌شود { goo.gl/BuVww9 }


آن‌گاه که از او سوال گردد: سال نود وُ سه خود را چگونه گذراندی؟ { goo.gl/HQlaFN }


2016-03-20

اسفند نود وُ چهار : ناگهان چقدر زود دیر می‌شود


پیش از آن‌که به شرح ماوقعِ این ماه برسم، کتاب‌ها و فیلم‌ها را می‌نویسم. فیلم‌های ایرانی: رئیس، شمعی در باد، طلا و مس، آخرین سرقت، و متروپل را دیدم. و آلبوم «همین» از رضا صادقی را شنیدم! فیلم‌های خارجی Hitman: Agent 47 و Sleeping with other people  را دیدم. سیزن ششم سریال The Walking Dead  و سیزن اول Odd Couple را دیدم. مستند Medicine of the Wolf را هم دیدم! از دیدنی‌ها که بگذریم، می‌رسیم به خواندنی‌ها. کتاب‌های ضمیر پنهان از یونگ، مجموعه شعر ساوالان، سپید دندان از جک لندن، فرشته‌یی در کنار توست از مارگوت بیگل، مثل شب در باران از افشین سرافراز، و دیر آمدی ری‌را از سیدعلی صالحی را خواندم. پی‌دی‌اف‌های آدم و حوا از مارک تواین، از زبان برگ از محمدرضا شفیعی کدکنی، در مجمر آوارگی از کریمه ولی‌نادری، رازهای عشق از دونالد والترز، نام‌های بسیار از فیروز ناجی، فردای دیروزین از احمد یاسین فرخاری، مرغان آواره از رابیند رانات تاگور، مهره سرخ از سیاوش کسرایی، بوی جوی مولیان و زمزمه‌ها از محمدرضا شفیعی کدکنی، ققنوس از نیما یوشیج، مجموعه اشعار مهدی سهیلی، خانه سیاه است از نامدار ناصر، و اشعار سیمین بهبهانی را هم خواندم. خب، رسیدیم به ماوقع اسفندماهِ سال هزاروُسی‌صدوُنودوُچهار: سریال Odd Couple را که دیدم، آرزو کردم که کاش متیو پری (چندلر) بعد از فرندز می‌مُرد و آن خاطرات خوب را خراب نمی‌کرد! دقیقا همان اشتباه سریال MR Sunshine را در این سیت‌کام نیز تکرار کرده است: تلاش برای بازسازی شخصیت چندلر ِ فرندز؛ که البته در هر دو مورد هم شکست خورده است. اتفاق مهم! در تاریخ ششمِ اسفند گوشی Sony Xperia Z2  نازنین‌اَم را در ایستگاه BRT ولی‌عصر دزدیدند! بعد رفتم و برای تسلی‌خاطر خودم کتاب خریدم! زیاد مهم نیست، چون می‌دانم چندماه دیگر اصلا مهم نخواهد بود! روز دوازدهم هم گوشی Lenovo A2010 خریدم! روز پانزدهم هارداکسترنال یک‌ترا SP Armor A65 ابتیاع شد! روز نوزدهم اسفند در تالار گنجینه نور تهران، مراسم سال نو را در کنار همکاران برگزار کردیم و روز بیستم راهی خانه شدم. این‌ها خلاصه‌ای بودند از زندگی من در ماه اسفند. امیدوارم از زندگی من لذت برده باشید    !

2016-03-19

وَ تو، ابتدای ِ توهم بودی


دیر آمدی؛
حالا من، سال‌هاست که مُرده‌اَم.
وَ این عابر ِ خسته
که بر سنگ‌فرش‌های طولانی‌ترین خیابانِ دل‌تنگی ِ جهان قدم می‌زند،
نقشی مُثُلی
از فیلسوفی شاعر است،
که اعتقاد دارد:

هیچ لب‌خندی جاودانه نیست.


• رحمان نقی‌زاده

2016-03-13

آلبر کامو در «سقوط» این‌گونه من‌را توصیف کرده است


«چه کتاب‌ها که تا نیمه خواندم. چه دوستان که تا نیمه دوست داشتم. چه شهرها که تا نیمه تماشا کردم. چه زن‌ها که تا نیمه در آغوش گرفتم...»


2016-03-08

مرغان آواره : رابیند رانات تاگور


«مرغان آواره» مجموعه‌ای‌ست از 326 شعر کوتاهِ رابیند رانات تاگور، که من نسخه‌ی پی‌دی‌اف اَش را با ترجمه‌ای از ع. پاشایی خواندم. شعرهای تاگور، نوشته‌هایی کوتاه، با مضامین عرفانی و والا هستند؛ و هم‌چنان که ظاهری ساده دارند، بسیار عمیق وُ ژرف هستند. هر شعر کوتاه، درسی اخلاقی برای زندگی دارد. از بین شعرای ایرانی، نگاه علیرضا روشن را بسیار شبیه به جهان‌بینی تاگور دیده‌ام. نکته جالب این‌که بسیاری از جملاتی که در جوامع‌مجازی تحت نام‌های حسین پناهی، داریوش، آنتونی رابینز و ... بازنشر می‌شوند، از شعرهای این‌مجموعه هستند! شعرها، آن‌قدر خوب و خواندنی بودند که نتوانستم چند شعر را به‌عنوان نمونه انتخاب کنم. اگر علاقه‌مند به شعر هستید، حتما بخوانید!

2016-03-07

مرگ، تجربه‌ی روزانه‌ی آدمی‌ست


پیش‌تر از بیماری وُ مرگ زودهنگام نوشته بودم: [http://goo.gl/03OnmE] وَ کارهایی که با زندگی‌مان خواهد کرد؛ حالا خیلی‌اتفاقی رسیدم به شعری از «مارگوت بیکل»، و دیدم که چقدر نگاه دو نفر می‌تواند از فاصله‌های دور و سال‌های دورتر، شبیه هم باشد:

وقتی زمانِ زنده‌گی تو
با یک بیماری محدود می‌گردد،
وقتی می‌فهمی که دیگر
پا به سنِ مشخصی نخواهی گذاشت،
دیگر هیچ‌چیز
آن‌گونه که بود، باقی نمی‌ماند!
هرچه تاکنون اهمیت داشت،
ارزش خود را از دست می‌دهد!
امیالت، برای آن‌چه هست تقویت می‌شود!
هر بهاری که گذشته، اهمیت می‌یابد،
هر تابستان،
هر روزُ هر آغوش،
هر فشارِ دستُ هر بوسه ...

وداع ِ طولانی ِ کوتاه،
آغاز گشته‌است!



 پ‌ن: شعر، از مجموعه‌ی «فرشته‌یی در کنار توست» با ترجمه‌ی یغما گلرویی و ندا زندیه انتخاب شده‌است. 

2016-03-06

در معناشناسی ِ به‌حقیقتْ‌ مُردَن


تلخ‌تر از مرگ، - برای فرهاد آن‌جا بود که شیرین، صدای تپش ِ تیشه‌ها را از یاد بُرد. 

2016-03-04

وَ زنده‌گی ما را هر روز، به «مرگ» آزمون می‌کند


هر رها ساختنی در زنده‌گی،
به مرگ ِ کوچکی می‌ماند!

آمادگی برای
رها ساختن ِ بزرگ ِ واپسین!

برای مرگ ...


 فرشته‌یی در کنار توست - مارگوت بیکل - یغما گلرویی، ندا زندیه - دارینوش

و من جاده بودم: می‌آمدند وُ می‌رفتند؛ بی‌که دوستم داشته باشند


جاده،
در انبوه ِ جمعیت،
تنهاست؛
چراکه دوستش ندارند.

 مرغان ِ آواره : رابیند رانات تاگور