2016-04-22

فروردین نودوُپنج: گاهی باید ایستاد وُ آغاز کرد


سال هزاروُسی‌صدوُنودوُپنج آغاز شد. تصمیم گرفتم نوشتن را جدی‌تر دنبال کنم. روز پنجم این ماه، جشن‌عروسی برادرم بود! روز هفتم برگشتم تهران. بیخیال کنکور ارشد شدم. وَ سیزده‌به‌در را در کافه نال، در کنار دوستان نالان گذراندم. فیلم‌های ایرانی ماهی‌ها عاشق می‌شوند و دهلیز را دیدم. آلبوم موسیقی «یه‌جور دیگه» از میلاد کیانی را شنیدم. فصل نهم سریال BigBang Theory را دیدم؛ هم‌چنین فصل چهارم سریال Episodes، فصل سوم Bitten، فصل پنجم Teen Wolf، و فصل ششم The WalkingDead را دیدم. کتاب‌های پی‌دی‌اف: زن و سکس در تاریخ، هفت بزم بهرام گور از نظامی‌گنجوی، گزیده سروده‌های امیرحسین خنجی، شعرهای سیاوش کسرایی، سکولاریسم به زبان ساده از آستین کلاین، و تبعیدی‌ها از ری برادبری را خواندم. کتاب‌های پیوند از اوشو، فرهنگ گفته‌های طنزآمیز فارسی - انگلیسی از رضی هیرمندی، بهانه از دافنه دوموریه، و بر بام‌های آسمان (گزیده مثنوی‌معنوی) از سامیه بصیرمژدهی را خواندم.

همین. یک‌دوازدهمِ یک‌سال و فقط همین.