2016-05-10

از مجموعه‌ داستانم


مرد از پله‌ها پایین آمد. زن روی زمین - به‌پشت - خوابیده بود. مرد، چندبار با پا روی شانه‌هایش ضربه زد. زن تکان نخورد. مرد برگشت و از پله‌ها بالا رفت. دفتر یادداشتش را باز کرد، و نوشت: «روز دوازدهم؛ او همچنان مُرده است.»

○ رحمان نقی‌زاده