2017-04-13

من ِ جدید


این «من» جدیدی که هستم فوق‌العاده است! دانه‌دانه دل‌بستگی‌ها و وابستگی‌ها و دل‌تنگی‌ها و احساس را پشت‌سر گذاشته‌ام. سفیدی‌ها را رها کرده، تا انتهای تاریکی رفته‌ام و خاکستری بازگشته‌ام. حالا خودم هستم. همان‌کسی که از وحشت دیدن خود آینه‌ها را نگاه نمی‌کرد، حالا تصویر خود را که می‌بیند، نیش‌خند می‌زند! آزادم، و این حس را با هیچ‌چیز در این دنیا عوض نمی‌کنم. من دیگر تلاش نمی‌کنم آن گرگ دوست‌داشتنی برای همه باشم؛ امروز من گرگ خاکستری‌ام! مگر چه اتفاقی می‌خواهد بیفتد که این‌قدر زندگی را سخت گرفته‌ایم؟ بگذاریم بگذرد! و از مسیر لذت ببریم. فراموش نکنیم که هیچ‌کس جز خودمان مهم نیست و انتها در یک‌قدمی‌ست. ما تمام خواهید شد، اما اجازه نخواهیم‌داد پیش از پایان خسته‌مان کند!