۱۳۹۶-۱۰-۱۹

خوش‌بختی‌های ساده


خوش‌بختی از سرانگشتان کسی جان می‌گیرد که به جان دوستش می‌داری. کسی که لب‌هاش آفتاب می‌شود و روی پلک‌های خواب‌رفته‌ات می‌تابد: «بیدار شو، صبح شده است.»
خوش‌بختی حضور کسی‌ست که همیشه آن‌سوی میز نشسته، لب‌خند می‌زند و می‌گوید: «صبح زیبایی‌ست؛ مگر نه؟» کسی که چشم‌انداز تنش را از نگاه مشتاقت دریغ نمی‌کند. کسی که صدایش موسیقی می‌شود و بخار چای را می‌رقصاند.
خوش‌بختی حضور کسی است که می‌توانی زندگی را مثل چای نگاه در نگاه با او نوش کنی.



• رحمان نقی‌زاده