۱۳۹۷-۰۹-۰۲

معرفی کتاب: ستاره‌باز – رومن گاری


آشنایی با رومن گاری



ستاره‌باز یکی از پرشمار رمان‌های نوشته‌شده توسط رومن گاری است؛ که توسط مهدی نسرین ترجمه شده و از سوی نشر مرکز روانه بازار کتاب کشور شده است.

برای معرفی کتاب، ابتدا داستان را مرور می‌کنیم:
داستان رمان ستاره‌باز با روایتی از یک کشیش جوان که معتقد است شیطان در میان انسان‌ها زندگی می‌کند، آغاز می‌شود. در ادامه، با دیکتاتور خرافاتی کشوری عقب‌افتاده آشنا می‌شویم که در پی ارتکاب بزرگ‌ترین گناه است؛ تا به دیدار شیطان (ال‌سینیور) نائل شود. اگر بخواهم داستان رمان ستاره‌باز را در یک جمله شرح بدهم، باید بنویسم: «شیطان در میان ماست؛ برای دیدار با او کافی‌ست بزرگ‌ترین گناه را مرتکب شوی.»

در ادامه، به معرفی کتاب خواهیم پرداخت...
رمان ستاره‌باز همانند برخی دیگر از آثار رومن گاری (لیدی ال، خداحافظ گاری کوپر، مردی با کبوتر و...) مضمونی سیاسی دارد. رومن گاری در این اثرش نیز هنرمندانه به شخصیت‌پردازی پرداخته و برای شخصیت‌های اصلی‌اش سنگ تمام گذاشته است. اما به‌نظر من- چند شخصیت فرعی چندان پردازش مناسبی نداشته‌اند و حضورشان لازم و اثرگذار نبوده است. مسیر روایت، از دو مجرای موازی پیش می‌رود و خواننده را با خود همراه می‌کند. این تغییر راوی و تعلیقی که به‌تبع آن ایجاد می‌شود، خواننده را برای ادامه مطالعه مصمم‌تر کرده و از رخوتِ یک‌نواختی جلوگیری می‌کند. در بخش انتهایی کتاب، «سقوط راهزن بزرگ» را می‌بینیم. در این بخش هنرمندی گاری بیش‌تر به‌چشم می‌آید و ما را در موضع دل‌سوزی برای دیکتاتوری بی‌رحم قرار می‌دهد. دیکتاتوری که در راه ایمان خویش خیلی‌سخت- شکست خورده است؛ و برای دیدار با ارباب خود باید تا جهنم برود. شخصیت «خوزه آلمایو» در این دیالوگ دوست‌داشتنی‌تر می‌شود:

دیاز به سرعت و هیجان‌زده پاسخ داد: «بهت خیانت کردم، همیشه بهت خیانت می‌کردم.»
آلمایو سری به نشانه تایید تکان داد و زیر لب گفت: «آفرین. تو واقعا... آن‌چه ازت برمی‌آمد انجام دادی...»

آلمایو یک مومن واقعی بود؛ مومن به شیطان و تمام بدی‌ها.


چند نقل قول از رمان ستاره‌باز رومن گاری را با هم بخوانیم:
«معلوم است که من بدم. برای این‌که به جایی برسی و آدم‌های درست‌وحسابی را ملاقات کنی باید هم بد باشی.»
«فقط بد بودن کافی نبود. باید بدترین می‌شد.»
«وعده بهشت و جهنم تنها لحظه‌ای در کل فعالیت‌های یک شارلاتان است که می‌تواند مطمئن باشد دستش رو نمی‌شود.»


برای آشنایی با رومن گاری و مجموعه‌آثار او این‌جا را بخوانید: